Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Saturday, December 18, 2004

اجبار و ولايت فقيه در قران و ايا ازادي در اسلام هست؟


اجبار و ولايت فقيه در قران و ايا ازادي در اسلام هست؟
بسم الله الرحمن الرحيم
لااكراه في الدين قدتبين الرشد من الغي
در دين اكراه و اجبار نيست
كره يعني رجوع و برگشتن. در واقع در دين ارتجاع نيست. دين بايد پيشرفت داشته باشد. اجبار هنگامي خوب است كه منطق در كار نباشد. كساني مسئله اي را اجباري مي كنند كه دليل خوب و منطقي براي آن نداشته باشند. لفظ دين در اين آيه دلالت در مجموع متن دين اعم از اعتقاد و احكام دارد. البته عالمان ديني متاسفانه فقط در اعتقاد گاهي اجبار را حرام مي دانند و در احكام، اجبار را امر به معروف مي دانند و قران را تحريف مي كنند. بعضي حتي اعتقادات را اجباري مي دانند و اگر كسي از اسلام خارج بشود محكوم مرگ مي دانند. ولي قران اعتقادات و احكام را اختياري معرفي مي كند. بعضي احكام جهاد، زكات و حجاب را اجباري مي دانند ولي قران كريم تمام احكام را اختياري مي داند، حتي جهاد، زكات و حجاب. چون اكثرا سعي و تلاش مي كنند حداقل جهاد را اجباري بدانند اين آيه را منسوخ مي دانند، حال آنكه ناسخ تا علت حكم را از بين نبرده نمي تواند حكم را از بين ببرد. چون علت قدتبين الرشد من الغي از بين بردني نيست اين آيه نمي تواند منسوخ باشد.
پس نتيجه مي گيريم كه اجبار در احكام و اعتقادات حرام است و كسي كه جهاد، زكات يا حجاب را اجباري كند خلاف قران عمل مي كند.

ولايت فقيه و يا حاكميت فقيه و حق ويژه براي حاكميت براي فقيه در اسلام وجود ندارد. اسلام يعني حاكميت ملي. مردم بايد حاكم باشند و هرگونه حاكميت شخص چه فقيه و چه سلطان عمل غير اسلامي است. اسلام يعني حاكميت مردم و ملي بر جامعه كه همان دموكراسي است. بعضي اعتقاد دارند كه پيامبر و امامان حق ويژه حاكميت دارند و مردم بايد اين افراد را حاكم بدانند. قران به پيامبر مي فرمايد
فذكر انما انت مذكر، لست عليهم بمصيطر
تو فقط حق سخن و تذكر داري و مردم حق انتخاب و نبايد بر مردم مسلط باشي يعني اسلام مخالف تسلط شخص يا عقيده و يا طبقه ايي بر مردم است. طبق اين آيه مشخص مي شود كه تسلط بر مردم در اسلام حرام است و دين اسلام دين حاكميت مردم است.عمل به تمام احكام اسلامي بايد از روي اختيار باشد و نه از روي اجبار. حكومتي كه به اجبار مردم را به احكام الزام نمايد، حكومت ضد دين و در مقابل دين قرار مي گيرد. پيامبر حق تذكر دارد ولي حق اجبار و تسلط قانوني بر مردم ندارد. مصيطر از ماده سطر بمعناي همان سطور كتاب است. كسي كه سطر بندي مي كند. كسي كه مي خواهد دين را براي مردم ديكته بكند. ولي اين تذكر دادن فقط براي همه جامعه نيست و فقط براي كساني است كه مي خواهند متذكر بشوند آيه بعد مي فرمايد الا من تولي و كفر. كسي كه نمي خواهد يا كافر است حتي حق تذكر به او نداريد

ولو شاء ربك لامن من في الارض كلهم جمعيا افانت تكره الناس حتي يكونوا مؤمنين. اگر پروردگار تو مي خواست، تمام كساني كه روي زمين هستند، همگي به اجبار مؤمن مي شدند، آيا پيامبر تو مي خواهي مردم را مجبور و اجبار سازي كه مؤمن بشوند؟ احكام اجباري و ساختن جامعه مؤمنان با اجبار خلاف روش الهي است. كسي حق اجبار در دين ندارد و لايت فقيه و يا تسلط فقيه بر جامعه نيز حرام مي باشد. حكم حجاب اجباري بر خلاف دين و ظلم و استبداد و تسلط با نام ظاهري دين است.

1 Comments:

  • At 9:27 pm, Blogger 3rd Watch said…

    با سلام
    فکر م? کنم شما بحث حکومت د?ن? را با تبل?غ د?ن اشتباه گرفته ا?د. آنچه در اسلام اکراه و اجبار? با آن ن?ست پذ?رش د?ن است ول? در حکومت اسلام? طب?ع? است که همه با?د مطابق قوان?ن حکومت رفتار کنند کما ا?نکه در حکومت س?زده ساله پ?امبر هم ا?ن جن?ن بود آ?ات? که شما به عنوان شاهد آورده ا?د همگ? دل?ل بر ا?ن هستند که مردم را به زور نم? توان مسلمان کرد خوب ا?ن که مشخص است ول? نکته ظر?ف در حکومت اسلام? ا?ن است که در ا?ن حکومت چون اکثر?ت با مسلمانان است ب?ابرا?ن شئونات اسلام? با?د حفظ شود که ا?ن همان تجسم دموکراس? است.

     

Post a Comment

<< Home