Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Wednesday, December 29, 2004

نوشتار جناب اقاي مجيد حباني


بسمه تعالي


جناب آقاي حسين خداداد سلام و ادب مرا بپذيريد

چون نوشتار شما را در اينترنت ميخوانم وهميشه دلم ميخواهد كه جزو اولين ها باشم كه آنرا مطالعه ميكنند باشم فرياد دلم رابه درگاه سايت شما آوردم تا قلب پاره پاره شده خود را از بلائيكه جندين ميليون انسان در كشورهاي مختلف از سومالي تا اندونزي كه آقاي فاضل لنكراني بر آن نمك پاشيدند با صحبت كردن با شما التيام ببخشم..جناب آقاي خداداد آيا بهتر واسلاميتر نبود كه حضرتشان لااقل اشاره اي به اين فاجعه زده ها وخانواده هاي آنها ميكردند. اغلب آنها مسلمان بودند مجيد حباني


امروز در سايت محترم گويا به نقل از خبرگزاري فارس افاضات مرجع تقليد آقاي فاضل لنكراني را خواندم.ايشان يكي از مراجعي هستند كه در اول رساله خود مراجعه تقليد كننده به تقليد شونده را مراجعه جاهل به عالم ميدانند.ايشان دقيقا بعد از انتشار ناله دلخراش جناب آقاي ابطحي پس از ملاقات سه ساعته هيات پيگيري و نظارت براجراي قانون اساسي با وبلاگنويسان زنداني غير پشيمان و توصيف حال اعضاي هيات پس از شنيدن وضعيت رفتار زندانبانان با وبلاگ نويسان كه افسرده نگران و بعضا گريان ونااميد از اينكه بتوانند كاري كنند بودند ونهايتا اينگونه جمعبندي كردند كه خدا كند گفته ها دروغ باشد.اگرراست باشد جواب خدا مردم وتاريخ چه خواهد بود اقدام به ملاقات با مسئولان زندان هاي كشوركرده و با سنگدلي و قساوتي كه فقط اينگونه افراد كه نه فقط وجدان ودنياي خودرا بلكه آخرت خود را نيز به وجوهاتيكه از رهبري براي اداره امور حوزه وحقوق طلبه دريافت ميكنند فروخته اند واز زندانبانان بخاطر خدماتيكه به جامعه و انقلاب ميكنند(نه اسلام) قدرداني كرده وكارهاي آنان را عبادت خواند.ايشان براي خوشخدمتي به رهبري تاكيد بر وجود اصل زندان در اسلام نمود ودليل آنرا اينگونه بيان كرد، حضرت علي(ع) مديوني را كه قدرت اداي دين را داشت ولي امتناع ميكرد زنداني ميكردند.اولا اگر فقط همين مورد بود بهيچوجه دليل بر بودن اصل زندان در اسلام نيست ونميتواند باشد.دوما نگهداشتن محكوم قادر به پرداخت دين نزد قاضي تا دين خود را ادا كند در هيچ عرفي معني زندان نميدهد.ثالثا آقاي فاضل لنكراني بفرمايند اين زندان حضرت علي (ع)كجا بود و اگر آنحضرت زندان داشت پس چرا ابن ملجم را در حياط خانه خود نگاهداشت و اورا روانه زندان نكرد. شايد آنزمان از اين زندانبانان عابد وجود نداشتند.رابعا ايشان بجاي اعتراض به شكنجه توصيه به آموزش مسائل اخلاقي و قراني به زندانيانيكه بخاطر نجات اسلام از قرائت تحجر و زورگوئي بزندان افتاده اند. فحواي كلام ايشان اينست كه زندانيان از مسائل اخلاقي و قراني نا آگاهند .ايشان چگونه ميخواهند جواب اين تهمت رادر آخرت بدهند نميدانم. خامسا ايشان بلافاصله بعد از آوردن قضيه حضرت علي(ع) و مديون گفتند كه همچنين زن مرتد را بايد تا زمان توبه كردن زنداني نمودوبراي شنونده طوري تداعي ميشود كه حكم حبس ابد زن مرتد اززمان حضرت رايج بوده است.درحقيقت براي فتواي خودش از امام مايه گذاشته است.اين در حاليست كه قران فرياد ميزند در دين اجبار واكراه نيست(لا اكراه في الدين) و بسياري از علماي اسلام حكم ارتداد را نه براي مرد اعدام ونه براي زن حبس ابد نمي دانند.سادسا طبق معمول اين طيف براي همه چيز دشمن اختراع ميكنند ايشان ميگويندآنها هيچگاه از دشمني با ما دست برنميدارندوعلي رغم ادعاي حمايت از حقوق بشر در افقانستان كشت خشخاش را بيست و پنج برابر كرده اند . من كه نتوانستم رابطه اي بين ايراد از حكومت ايران براي زير پا گذاشتن حقوق بشربا ازدياد كشت خشخاش در افغانستان پيداكنم انشاءالله شما بتوانيد..بايد به حضرت آيت الله فاضل لنكراني گفت كه آيا واقعا نميدانيد كه در ايران بنام دين چه جنايتها ميشود . يا شما زورگوئي رهبر وتخلفات شوراي نگهبان از هر دو اصل اسلام و قانون اساسي كه خود براي نگهباني از آنها ايجاد شده است و همچنين ذلت اعضاي مجلس خبرگان وائمه جمعه سراسر كشور در برابر استبداد مطلع نيستيدو يا هستيد و آنرا نيز عبادت ميدانيد
ضمنا به آقاي لنكراني بگوئيد كه اين نماز جماعت اجباري كه شما براي زندانيان پيشنهاد ميكنيدخلاف دستور خدا وسنت پيامبر (ص) است و سودي نخواهد داشت.راستي آيا اين نماز جماعت شامل شكنجه شده هاي سلولهاي انفرادي هم ميشود

0 Comments:

Post a Comment

<< Home