Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Wednesday, December 15, 2004

چرا آخوند و ايت الله ضد اسلام هستند؟


چرا آخوند و ايت الله ضد اسلام هستند؟
علت اينكه مي گويم آخوند ضد اسلام و عليه اسلام تبليغ مي كند براي اينستكه اسلام را در محدوده درك و فهم و استنباط خود مي دانند. همانطوري كه آنها حق دارند قران را بخوانند و بفهمند ما نيز حق داريم قران را بخوانيم و بفهميم. فهم حضرات براي ما حجت نيست. عقل ما براي ما حجت است. دكتر شريعتي به جوانان مي گفت خود قران را بخوانيد و تفكر كنيد و حجت فهم و درك شما است نه آن آخوند عمامه بر سر. ما ديگر نمي ترسيم قران را باز كنيم و بخوانيم. ما را اينهمه از انحراف ترساندند كه فهم طبقه روحاني را فقط اسلام مي شناختيم. بايد هميشه اول از ملا بپرسيم كه قران چي هست؟ چرا فقط اجازه تفكر و تدبر در قران به آيت الله داده مي شود و مردم را از قران دور مي كنند؟ ما فقط حق ظاهر خواني قران را در عزاداري داريم؟ قران را پيامبر به مردم داد و نه به طبقه خاص روحانيت يا مقدس نماها. چرا آخوندها ما را مسخره مي كنند و مي گويند شما چه رسد به قران را فهميدن. هميشه بر اين باور هستند اگرمردم عادي تفكر كنند حتما منحرف مي شوند. تدبر در قران فقط حق آخوند است و بس. خسته شديم كه فقط اينها براي ما تفسير خود و قرائت خود را علم كنند. توهين و يا كوچك ترين انتقاد از يك آيت الله چرا در قانون اساسي كشورجرم محسوب مي شود؟ اين تبعيض براي چيست؟ اين چه نوع انسانهايي هستند كه نبايد از آنها انتقاد كرد؟ آيا ايت الله جايزالخطا نيست؟ اگر من هم لباس و عبا و عمامه بر سر كنم ديگر يك دادگاه ويژه برايم درست مي كنند؟ باز هم تبعيض در دادگاه به ظاهر اسلامي. امروز مبارزه با روحانيت سنتي در ايران يعني مبارزه با فاشيست ديني يعني برگشت به قران كريم.
معناي آيت الله يعني نشانه خدا و علامت خدا، ايا مردم همه نشانه و علامت خدا نيستند؟ حتي حيوانات نيز ايت خدا هستند. هر گياهي نيز علامت و نشانه خدا است. چرا فقط شما بايد علامت خدا قرار بگيريد و يا حجت اسلام باشيد؟ ايا مردم حجت اسلام نيستند؟ يك حيوان نيز حجت خدا است. اين نامهاي سلطنتي براي چيست؟
مبارزه با دستگاه روحانيت سنتي، بر هر مسلماني واجب است. استاد شهيد دكتر شريعتي تفكر و پروژه پروتستانيسم اسلامي را بوجود آورد و همين تفكر باعث انقلاب و نهضت شد كه روحانيت به نا حق آنرا فقط به خود اختصاص دادند و غصب كردند. همه گروه ها در اين انقلاب شركت كردند. چرا نام ديگران را بكلي پاك كردند. سخنان دكتر اقاجري در همدان كه باعث حكم اعدام شد، در همين مورد بود. دانشجويان و جوانان ما مي خواهند با اسلام سنتي متحجر روحانيت مبارزه كنند زيرا اسلام شريعتي و اسلام پروتستانت را دوست دارند. حكومتها بيايند و بروند ولي اين مبارزه و جهاد باقي خواهد ماند و مشكل اصلي همين تفكر طالبانيست در ايران است كه باعث عقب گرد و نابودي كشور هميشه شده است. راه نجات مبارزه با اين تفكر است. اين بستگي به يك دين ندارد بلكه در همه اديان اين مبارزه رخ داده است و باعث تاسف است كه ما عقب مانده ايم و مسيحيت زودتر از ما به اين نتيجه رسيد. ايجاد تعادل در قرائت ديني فقط با اين ابزار ممكن است.
امروز زمان آن رسيده است كه مشكل را از ريشه شناسايي كنيم و بذرهايي كه دكتر شريعتي در سالها مبارزه با تحجر و دستگاه روحانيت پاشيد، به ثمر برسانيم. معتقد هستم كه تحجر را نبايد با سلاح زور نابود كرد. و نبايد دينستيزي بوجود ايد. كساني كه دين ستيزي مي كنند و يا جنگ چريكي مي كنند، مردم را به واكنش در مقابل خود در مي آورند. تحجر با دخالت قدرت دنيا و دولتهاي خارجي نيز نابود شدني نيست. اين مسئله مربوط به خودمان است. تحجر يك نوع كاتوليك قرون وسطي است كه هميشه باقي مي ماند و كسي نمي تواند منكر آن شود. تنها راه حل فقط ايجاد يك نو اوري در دين است. اسلام را بايد منهاي روحانيت قرار بدهيم. بدبختي و عقب ماندگي ما همين روحانيت است. اسلام دوستان پروتستانت مي دانند كه رابطه انديشه و عقل با ماديت و واقعيت هماهنگ است. مشكل اصلي كليسا در قرون وسطي همين مشكلي است كه امروز با مساجد داريم. مساجد نبايد پايگاه زورگويي باشند. امروز يك ايت الله در درس خارج مي خواهد گوش ملت و دانشجويان را بكشد. اين كيست كه خود را پدر و حاكم جامعه مي داند؟ بايد مساجدي ترتيب داد كه ضد تحجر باشند و نام اين افراد را مي توان معترضان به تحجر ناميد. اعتراض ما به دين نيست بلكه به روش و تفكر ديني روحانيت سنتي است. آنها فكر مي كنند نماينده خدا هستند. اين نمايندگان خدا، قران را از ما گرفته اند. قران مال ما است. فهم و تفسير قران براي همه مردم ازاد است. ما را از تفكر و فهم قران ترسانده اند. ما حق داريم خود از قران برداشت كنيم. شما لازم نيست كار نماز جماعت را بر دوش بگيريد زيرا اين نوع كار بر خلاف اسلام است. كسي كه براي خدا تلاش مي كند، حق ندارد لباس مخصوص بر تن كند، حق ندارد براي نماز خواندن پول بگيرد. پيامبران لباس مخصوص بر تن نكردند و براي تبليغ اسلام پول از كسي نمي گرفتند.
اين لباس روحانيت بر ضد اسلام و ايجاد اختلاف طبقاتي است. ما تقليد را با روش سنتي حرام مي دانيم. هر عالم در هر علومي حق نظر و سخن دارد ولي هيچ فردي مقام عظمي پيدا نمي كند. ولايت فقيه يك تبعيض در دين و اختلاف طبقاتي در جامعه است. چه چيزي يك ايت الله عظمي دارد كه مردم ندارند؟ فرق يك آيت الله با يك دكتر و مهندس چيست؟ آيا يك دكتر بهتر مي تواند جامعه را مديريت كند يا يك آخوند؟ چرا شرعيت اسلامي و فهم شرعيت منحصر به يك قشر از جامعه قرار گرفته است؟ شكي نيست كه آقاي اكبر گنجي و آقاجري اسلام را بهتر از آخوندها مي شناسد. براي همين بايد در زندان قرار بگيرد. چرا چندين سال است كه اكبر گنجي در زنجير آخوندها محبوس است؟
دكتر شريعتي به عنوان يك روشنفكر و ظيفه خودش و همه روشنفكران را عبارت ميديد از كوشش و تلاش براي پيشبرد پروژه پروتستانيسم اسلامي. امروز حتي نيمي از جامعه با اسلام اقايان كه همان اسلام تحجر است اعتقادي ندارند. اكثريت بدون اينكه بدانند قرائت پروتستانت را دنبال مي كنند. امروز جوانان تشنه اسلام شريعتي هستند. آخوند در جامعه ما ديگر احترامي ندارد و در اينده خشم مردم افزايش پيدا مي كند. علت ترس و درجا زدن آقاي خاتمي ديدن خواست مردم و رشد عظيم جوانان به اسلام پروتستانت است. روحانيت ترس شديدي از اين قرائت ديني دارند زيرا مي دانند كه مرگ روحانيت فقط بدست پروتستانيسم صورت مي گيرد.
پروتستانت مسيحي يك نهضت فكري ديني بود كه با آن قدرت تحجر ديني براي هميشه در اروپا نابود كرد. اگر حركت پروتستانت ديني بوجود نمي آمد به هيچ رشد و آزادي نمي رسيدند. تمدن و رشد بايد از فرهنگ جديد و روش ديني نو آغاز شود. پاپ نبايد در راس امور قرار بگيرد. آيت الله العظمي نبايد در راس امور قرار بگيرد. قران را از دست و تفسير اين دستگاه بايد خارج كرد و تفسير مردم دوستي كه ضد اجبار و زور است بايد از نو تفسير كرد. ما احتياج به شخصي مانند اقاي لوتر داريم. اقاي لوتر قرائت پروتستانت را بوجود آورد و انجيل را به زبان ساده و قرائت جديد نوشت. در چندين نوشتار ثابت شد كه حتي معناي ظاهري قران را تحريف كرده اند.
يك روزي روحانيت كليسا حاكم بود و افرادي كه در ان دستگاه درس خوانده بودند اعتراض شديد كردند و مذهبي بوجود آوردن كه بيشتر از نصف مسيحيان امروز اين مذهب را دارند. قران را از نو و با قرائت ديگري ترجمه و تفسيربايد كرد. آخوندها قران را وارانه به مردم مي دهند و استناد بر آيه لايمسه الاالمطهرون مي كنند كه فقط روحاني پاك است و مردم نمي توانند قران مقدس را لمس كنند. ما اعتراض داريم كه دين براي ابلهان نيست. دين را براي ديوانه ها خواندند و حديث آوردند كه عقل را بايد اجاره داد و ايمان بالاتر از عقل است، صحيح نمي باشد. ما اعتراض داريم و دين را همان عقل بشر مي دانيم. عقل را كليد دينداري مي دانيم.
نهضت پروتستانت مي گفت ما مسيحيت را بايد از دست روحانيت سنتي كليسا آزاد كنيم و دين را از دست پاپ نجات بدهيم. ما امروز بعنوان يك مسلمان اعتقاد داريم كه اسلام را بايد از دست روحانيت سنتي مساجد آزاد كنيم و دين را از دست ولايت فقيه نجات بدهيم. همه ما مخاطب كتاب مقدس هستيم. پروتستانت شعار داد هر كس كشيش خودش است. ما هم امروز در اعتراض با اسلام سنتي مي گوييم هر كس آخوند خودش است. ما با تمام دستگاه روحانيت اعتراض داريم. مردم براي خود اسلام شناس و سخنگو، انتخاب مي كنند و لزومي ندارد آخوندها اين حق را از مردم بگيرند. اگر ما را از مساجد اخراج كنيد، ما دانشگاه را مسجد قرار مي دهيم.
در كليسا انسان نادان و گوسفند بود، انسانها ناپاك و گناهكار بودند، انسان تحقير مي شد و با زور از وي اعتراف مي گرفتند. ما اعتراض داريم و انسان را اكمل مخلوقات مي دانيم. با دستگاه روحانيت و قدرت ولايت امر در دست طبقه خاص مخالف هستيم. همه ما انسان و خليفه خدا هستيم. ما را لازم نيست پاك كنيد و هدايت كنيد. ما مي توانيم خودمان پاك بشويم و هدايت بشويم و شما مسئول هدايت ما نيستيد. هر انسان خود اختيار دارد و فقط خدا است كه هدايت مي كند، و خدا اين اختيار و آزادي انتخاب را به انسان داده است.
دكتر شريعتي تمام برنامه ها و چهارچوبهاي حركت را خلاصه كرد در يك پروژه، پروژه پروتستانت اسلامي. ما از دانشگاه و مراكز علوم خواهش مي كنيم كتاب استاد دكتر شريعتي را براي جوانان آزاد قرار بدهند و حق انتخاب را به مردم بدهند. همه ما دوست داريم بدانيم كتاب استاد شريعتي در مورد پروتستانت اسلامي چيست. اجازه بدهند اساتيد دانشگاه اين كتاب را بيان و بحث كنند. حكم اعدام اقاجري و سركوبي دانشجويان فقط براي اعتراض آنها با اسلام كتاليك آخوندي است. اسلام كتاليك مي تواند بماند و حرف خود را بزند ولي قدرت مطلق و نابودي اسلام پروتستانت را قبول نخواهيم كرد. دير يا زود برنامه اسلام پروتستانت به اجرا در مي ايد. با هر نامي كه بيايد مورد قبول عموم مردم قرار مي گيرد. كلمه خارجي پروتست يعني اعتراض. مي توان آنرا اعتراضگران اسلامي ناميد، يا مخالفان سنتگرايي و يا هر نام ديگر ولي هدف يكي است.
اصلاح كردن و اجازه قرائت ديني نو انديشان به امروز محدود نمي شود و قبل از انقلاب متولد شده است. علت انقلاب در ايران، تولد اين تفكر بود و روحانيتي كه اين حركت را غصب كردند و سعي و تلاش كردند كه بگويند اسلام منهاي روحانيت كفر مي باشد بايد در سخنان خود تجديد نظر كنند.
اسلام شناسان مي دانند لباس عبا و عمامه آخوندي ضد اسلام است. استبداد در يك قرائت ديني از سوي قدرتمداران باعث تضعيف دين مي شود. همانطوري كه تك حزبي باعث ديكتاتوري مي شود، تك قرائت ديني زود يا دير باعث استبداد ديني مي شود. اسلام تاريخي و پانصد سال پيش را مي خواهند با اجبار به مردم بدهند. چه شخصي مقدس است و لباس دين را بر تن كرده است؟ لباس دين ما نداريم بلكه لباس دين فقط در قلب و عمل جاي مي گيرد، هر لباسي ، لباس دين است، پوشش خانم شيرين عبادي در خارج ديني تر از پوشش آخوند هايي است كه در خارج از اين لباس شرم دارند. افراد ملبس كه به منزل در خارج مي ايند همگي با لباس معمولي در جامعه ظاهر مي شوند فقط در مراسم ديني آنرا براي مردم ايراني بر تن مي كنند. يكي از اين افراد گفت مردم فقط همين لباس را مي شناسند و اگر نپوشيم مرا قبول نمي كنند. متاسفانه تمام رفتار ديني فقط ظاهر سازي شده است.
براي ان ايت الله العظمي بايد گفت. بابا يك جوان بيست ساله با مطالعه قران، چيزهايي درك مي كند و مي فهمد كه آن آقايي كه يك خروار علوم قديمه را در طول عمر خوانده است، هيچ گاه آنرا درك نخواهد كرد. هر چيزي كه جوانان درك مي كنند، آقا مي گويد خير، بنده به اين نتيجه نرسيده ام و ايت الله قبلي هم اينچنين نگفتند، براي همين اين تدبر در قران براي شما منحرف كننده است. شما هرچي علما درك و فهميده اند عمل كنيد و به فكر آخرت باشيد
هم دنيا ما را و هم آخرت را نابود دارند مي كنند و يا شايد تا حدودي هم موفق بودند. دين را به مردم پس بايد داد و لباس مسخره را در بياورند. چرا دانشجويي كه خودش قرآن را بفهمد و درك و عمل كند به زعم آقا، جرم بزرگي مرتكب شده است؟ در اسلام نه حجاب اجباري بود و نه هدايت مردم بر كسي واجب بود. در هر گروه مسلمان يك نفرشان جلو مي استاد و بقيه هم به او اقتدا مي كردند. پشت آخوند ملبس نماز خواندن فقط اين را مي رساند كه موافق تحجر و ايجاد طبقه بندي اجتماعي هستيم. كي گفته است حتما با لباس و عبا بايد نماز خواند؟ اين سنتهاي بي خود و خارج از عقل نه پيامبر به آن باور دارد و نه امامان موافق اين اعمال بودند. هميشه لباس معمول جامعه را بر تن كردند.
نمي خواهم بگويم كه اين اعمال كفر و شرك است ولي اين را فقط قرائت ديني حاكم قرار نبايد داد. كاتوليكهاي اسلامي مي توانند باشند و ده كيلو عمامه بر سر بكنند ولي قرائت هاي ديگر را زندان و اعدام نكنند
ايجاد فقط يك قرائت ديني در تشيع، يك نوع خودكشي است. همه مي دانند كه دكتر شريعتي گفت ما روحاني در اسلام نداريم. همه ما روحاني هستيم. كسي روحاني و ديگران جسماني نيستند. ما چنين تقسيم بندي در اسلام نداريم و اين را لطفا به پيامبر نسبت ندهند كه گناه عظيمي را مرتكب مي شوند. پيامبر آيا افرادي را روحاني و افرادي را غير روحاني بيان كردند كه اين چنين مي كنند؟ خجالت بايد بكشند كه اجبار پوشش زن را از ضروريات دين و آنرا مانند نماز قرار داده اند. اسلام ما هيچ ربطي به يك لباس خاص و پوشش خاص ندارد. اسلام مي گويد حق انتخاب داريم. هر زمان و مكاني نوع لباس ديگري دارد.
اجبار در پوشش سر حرام است و هر شخصي آنرا تبليغ كند فعل حرام را مرتكب شده است. يك عده روحاني مي خواهند دين را براي مردم ديكته كنند. مگر پيامبر براي كسي دين را ديكته كرد؟ مگر پيامبر نگفت كه قرائت اصحاب، زمين تا آسمان با هم متفاوت است؟ قرائت سلمان فارسي چيز ديگري بود. ما پروتستانتهاي اسلامي آزادي قرائت ديني را براي همه مردم مي خواهيم و نه يك گروه خاص. چرا ايت الله فكر مي كنند هدايت شده هستند و به بهشت مي روند و ما حتي حق انتقاد نداريم؟ آيت الله و حجت الاسلام فكر مي كند به بهشت مي رود و ما به جهنم مي رويم؟ روح آقا ملكوتي است؟ فقط خدا مي داند روح چه كسي پاك است و به بهشت مي رود. ما عرفي هستيم و آقايان آسماني و قدسي هستند؟ يكي از كارهاي پيامبران شكستن همين هنجار بود. اين هنجارهاي غلط را بايد تقليد كنيم؟ مردم همه عوام زده هستند و آقايان در درجه ايي قرار گرفتند كه قران را مي توانند درك و تفسير كنند؟ يعني يك فرد بي سواد حق تفكر و تدبر در قران را ندارد؟ يادمان رفت قران بر شخصي نازل شد كه حتي يك كتاب هم نخوانده بود؟ ايا پيامبر سواد نوشتن و خواند داشت؟
شما نه فقط اسلام بلكه احاديث و تاريخ اسلام را تحريف كرديد. ازدواج پيامبر را با دختران كوچك و خرد سال قرار داديد زيرا بعضي از ايت الله پير مرد با اين تحريف كار خود را توجيه مي كردند. بنده قسم مي خورم كه پيامبر اينچنين نكردند. چرا احاديثي كه حضرت فاطمه با سن هيجده سالگي ازدواج كرد را حذف مي كنيد؟ چرا احاديثي كه عايشه با سن شانزده سالگي ازدواج كرد را حذف مي كنيد؟ پيامبر حتي يكبار هم سنگسار نكرد. چرا به امام و پيامبر دروغ مي بنديد؟ ما عوام زده هستيم؟ مگر خود مطهري در كتاب خود چند سال قبل از انقلاب ننوشتند كه دستگاه روحانيت عوامزده است. اين سخن من نيست، اين سخن مطهري است. به يعضي سخنان آنچنان گير مي دهند و بعضي ديگر را فراموش مي كنند. اين دستگاه مراد و مريدي براي چيست؟ مانند زنجير طلبه ها با ايت الله هميشه رابطه مراد و مريدي دارد.
شخصي گفت هر چي اسلام امروز دارد، از روحانيت است. در جواب گفتم امروز هر چي از اسلام براي ما قرار داديد واقعا از روحانيت است زيرا به اسلام هيچ ارتباطي ندارد. آيا قرائت اسلام دكتر شريعتي، مهندس بازرگان، دكتر سروش و دكتر اقاجري هماهنگي ندارد؟ ولي با اسلام آخوندي هيچ ارتباطي ندارد. خود را بايد گول بزنيم كه آنرا روش اسلامي بدانيم. اسلام با زندگي ارتباط دارد. اسلام دين عقل است و نه تحجر. تا قبل از انقلاب كجا بودند اقايان كه با دانشجويان بحث كنند. از هر دهات و شهري آمدند تهران و روحانيت شد اصل انقلاب؟ مگر دانشجويان جلوي گلوله قرار نگرفتند. اندكي از روحانيت كه از اول با سنتگرايان مخالف بودند موفق شدند با مردم يك صدا بشوند. و فكر كردند كه بايد انقلاب را فقط براي قرائت خود انحصاري كنند.
روحانيت در زندگي در دولت در مديريت كشور همه جا نفوذ كرد و خود را بهتر و آگاه تر از همه معرفي كرد. آيا روحانيت كه در مديريت يك مسجد ناتوانايي نشان مي دهد و با ماشين بايد ايشان را براي دو ركعت نماز آورد و باز مجدد به خانه رساند شدند مهندسين و دكترهاي مديريت جامعه؟ البته امروز اكثرا راننده دارند كه براي نماز تشريف بياورند. مردم بايد پول راننده اقا را بدهند تا پيش نماز ما قرار بگيرد؟ هر آخوندي كه سمتي دارد و نمايند اقا در يك مركزي است بايد حتما راننده شخصي داشته باشد كه حتي خريد عادي را آقا خود انجام ندهد. بعد مي خواهند ما را نصيحت كنند. تشخيص رهبر جامعه و عزل وي نيز فقط بدست اين طبقه است. فرد اول مملكت انتخابي نيست و مردم حق انتخاب مستقيم ندارند و رئيس جمهور آنرا مردمسالاري ياد مي كند. اين اسلام نيست بلكه مبارزه با روش پيامبران و امامان است. حجاب ، كم حجاب، بيحجاب و بد حجاب به شما چه مربوط است. اسلام پروتستانت حريم فردي و اجتماعي مردم را به رسميت مي شناسد و تجاوز به آن را حرام مي داند. از مردم بپرسيد كدام اسلام را مي خواهند ، اسلام سنتگرا يا اسلام پروتستانت شريعتي ، خواهيد ديد كه مردم كدام را انتخاب مي كنند. حتي اجازه سخن در اين مورد را انحراف بزرگ و گناه كبيره مي دانيد. ما همه بايد يا گوسفند باشيم يا ميمون. بقول استاد دكتر اقاجري هر انساني به ذات يك ارزش است. يك حوزه و حريم تجاوز ناپذير است. هر كس كه حقوق اين انسان را لگد مال بكند از نظر اسلامي كه ما معتقد هستيم يك متجاوز است.( دست زدن جمعيت در همدان) بعد از سخنرانان، روحانيت حاكم، حكم اعدام براي آقاجري صادر كرد و با دانشجويان آن كردند كه شاه نكرد.
استاد دكتر اقاجري فرمودند. چرا محمد عبدو در حدود و پنجاه سال پيش وقتي به اروپا و برگشت به مصر وقتي از او پرسيدند چه ديدي گفت من در آنجا مسلمان نديدم اما اسلام ديدم ولي در مصر مسلمان مي بينم اما اسلام نمي بينم( دست زدن جمعيت) بله اين جمعيت دست زدند و نمي دانستند براي همين سخنان حكم اعدام براي آقاجري در پيش است. بنظر من امروز در اروپا اسلام را مي بينيم ولي در جمهوري اسلامي چيزي كه نمي بيينم اسلام است
.

9 Comments:

  • At 11:34 am, Anonymous Anonymous said…

    حسين عزيز ؛ از ابراز لطفي که نسبت به من داشتي تشکر مي کنم ؛ من تفکراتي در اين زمينه دارم اما نه تخصص.
    نظر من اين است که بحث تحول گراي پروتستانيسم زماني بايد مطرح شود که ما به درک کاملي از دينمان رسيده باشيم و در واقع حرف همه را شنيده باشيم ؛ آنگاه اگر به بن بستي رسيديم ؛ به تئوري هاي نو و جديد روي آوريم. بايد ديد اسلامي که مد نظر شماست کدام اسلام است؟{http://www.sharghnewspaper.com/830313/index.htm و ادامه ي سرمقاله رانيز بخوانيد}البته من يک کمي با تحليل قوچاني موافق نيستم و او خواسته نتيجه بگيرد که ميانه روي بهتر است در حالي که بالاخره جايي پيدا مي شود که بايد به دنبال حقيقت بود و نه خط کشي و انتخاب گزينه ي وسط. اين مقاله را بخوانيد ؛ ادامه ي کامنتم را فردا مي گذارم.

     
  • At 11:41 am, Anonymous Anonymous said…

    اين را هم بخوان:‌{http://akhbar.gooya.com/world/archives/014964.php}

     
  • At 12:18 pm, Anonymous Anonymous said…

    سه اسلام نوشتار محمد قوچاني را در روزنامه شرق بخوانيد
    http://www.sharghnewspaper.com/830313/polit.htm

     
  • At 12:57 pm, Anonymous Anonymous said…

    فكر مي كنم به اندازه كافي اسلام سياسي را بعد از بيست و پنج سال شناختيم و همه مي دانيم جوانان كشوربا مشکل هويت مواجه شده‌اند، اين اسلام سياسي فقط براي ده اول انقلاب مفيد و جذاب براي جوانان بود. امروز بايد اعتراف كنيم كه به بن بست رسيده ايم و چشمان خود را باز كنيم و سخن جوانان را گوش كنيم. اسلام سياسي بايد ولايت فقيه راس حكومت مادام العمري باشد. زور و اجبار قانوني در محيط دين نفس كشيدن را براي مردم تنگ مي كند. اسلام سياسي خود دولت و مجلس انتخاب مي كند و انتصابي و استصوابي است تا انتخابي
    اسلام اجتماعي از دور دخالت مي كند و از حوزه مي خواهد غير مستقيم حكومت كند. مانند نظر اوليه آيت الله خميني و امروز ايت الله سيستاني.
    اسلام فردي كه به تازگي درخشش خود را آغاز دارد مي كند. پرهيز از فعاليت سياسي و اجتماعي روحانيت را درخواست دارد. اسلام براي دولت و جامعه نازل نشده است بلكه براي فرد نازل شده است. هر شخصي بنا بر ايمان خود عمل و انتخاب مي كند زيرا اين افراد هستند كه جامعه و دولت را مي سازند. اگر افراد ساخته بشوند جامعه ساخته مي شود. اسلام ديني شخصي و فردي است و نمي توان اسلام را دين سياست و دولت معرفي كرد. هر فردي اجازه دارد خود فهم و درك ديني براي خود داشته باشد

     
  • At 1:55 pm, Blogger hosseein said…

    اولا از سايت عزيز گويا كه هميشه بيان گوياي ازادي است تشكر مي كنم كه نوشتار بنده را منتشر كردند
    http://akhbar.gooya.com/politics/archives/020424.php
    دوما جناب اقاي محترم كه نفر اول در پيام دادن بوديد. فكر مي كنم شما روحاني هستيد و با نهايت احترام به تفكر جنابعالي ولي شما را دعوت مي كنم به نوشتاري كه براي شانزده آذر نوشتم حتما آنرا بخوانيد و خود بگوييد كدام اسلام را قبول داريد. متشكرم حسين خداداد
    http://hosseeinkhodadad.blogspot.com/2004/12/16.html#comments

     
  • At 2:52 pm, Anonymous Anonymous said…

    با تشکر از حسين عزيز؛
    در ادامه ي نظراتم در مورد روحانيت ؛ بايد بگم من هم مثل آيت الله سيستاني مرجعيت را پايگاهي اجتماعي و نظريه پرداز دين مي دانم و حاکميت را احترام کننده ي دين و حامي دين مي خواهم.متاسفانه امروزه بر عکس است؛ روحانيت حاکميت را مي خواهد و سياسيون اصلاح دين.
    نکته ي ديگر اين که روحانيت در کشور ما با مفهوم کلمه ي «روحانيت»=«معنويت» فاصله گرفته.
    روحاني در کشور ما زماني به عرش مي رود و حديث مي گويد و سيره مي شناسد و آن را منحصر به خود و علمي بسيار تخصصي مي داند که ديگران از آن عاجزند و گاهي تا آنجا به فرش ذلت مي نشيند که توي سرش مي زند و ذکر مصيبت مي کند و روضه مي خواند و زار زار مي کند که هيچ يک از اين ? در شان روحاني نيست.
    به نظر من سخنان آغاجري درست بود اما بد بيان شد. همان طور که خودش هم بعدا تاکيد کرد.
    هر انساني که در جامعه ي اسلامي به دنيا مي آيد مسلمان نام مي گيرد يعني تسليم شده و بدون هيچ بحث و استدلالي

     
  • At 3:35 pm, Anonymous Anonymous said…

    ... ادامه:

    بدون هيچ استدلال و بحثي تسليم ? اصل اسلام شده و آن را پذيرفته اما اين پايان راه نيست. دين ما به ما گفته که بايد ايمان بياوريم و مومن شويم.از نظر من رفتار روحانيت شيعه در ايران ما را به ايمان نزديک نمي کند. روحانيت بايد مشاور انسان باشد دقيقا مانند يک روانشناس و ابهامات و چندگانگي شخصيتي انسان را برطرف کند(نقش همان پدري که در فيلم هاي خارجي است)
    هر گاه روحانيت ما جايگاهش را شناخت ؛ محبوبيت او و ارزش نظر او بين مردم افزايش پيدا مي کند.
    عراقي اي را که نه چندان متشرع است را ديدم که با چه شور و شوقي براي‌«شيخ سيستاني‌» از اينترنت استفتا مي فرستاد و براي ائ احترام قائل بود.
    اگر ايراد بر اين است که تقليد نباشد شايد من موافق باشم. لفظ تقليد شايد مناسب نباشد اما همان طور که مي دانيم اسلام مناسک و آداب بسيار و خاص خودش را دارد که دريافت و اجتهاد اين دستورات نيز کار کارشناس است و اگر توجه کنيد به مصاحبه ي آيت الله سيستاني که آدرسش را بالا گذاشتم ؛اين بخش هم به حوزه مربوط مي شود.
    اما موضوع اصلي ما بحث مجعيت «مطلق» است که وظيفه اي نسبتا خطيرتر از مرجعيت متجز دارد و ان پاسداري از کيان اسلام و انديشه ي اسلام واقعي و پرورش و متناسب کردن اسلام با زمانه است.
    ميلاد

     
  • At 9:14 pm, Anonymous Anonymous said…

    بسمه تعالي
    سخنان شما صحيح است ولي خيلي زود است براي جامعه كه اينچنين سخناني مطرح بشود. رشد فكري جامعه قابليت اين انتقاد و سخنان را ندارد. در غرب نيز كسي حق ندارد مسائل اينچنيني را مطرح كند. اقاي اقاجري نيز بسيار زود مطرح كردند. انتقاد را بايد ارام و فقط بدست روحانيت مطرح بشودو بايد به رشد فكري و قابليت جامعه و تفكر امروزي بيشتر دقت كنيد

     
  • At 12:19 pm, Anonymous Anonymous said…

    جامعه امروز مي خواهد نهاد سياست را از نهاد دين جدا سازد

     

Post a Comment

<< Home