Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Friday, December 17, 2004

چرا اصلاح طلب ها از رفراندم مي ترسند و مخالفت شديد نشان مي دهند؟


چرا اصلاح طلب ها از رفراندم مي ترسند و مخالفت شديد نشان مي دهند؟
بازتاب جنجالي اصلاح طلب ها در مورد رفراندم نشان مي دهد كه همگي مخالفت شديد در باره رفراندم دارند و صد نوع اما و چرا را مطرح مي كنند. بيان و معناي رفراندم را بخوبي درك كرده اند. معناي رفراندم اين است كه اصلاحات ناكام مانده و به مرگ كامل رسيده است. ديگر حتي شركت در انتخابات معنايي ندارد. اگر قرار باشد با رفراندم موافقت كنند يعني خود قبول مي كنند كه اصلاحات در اين نظام غير ممكن است و اصلاحات فقط در اين چند سال در خدمت محافظه كاران بوده است. از نوشتار كليك كليك بنگ بنگ تا نوشتارصادق زيبا كلام مشخص است كه نه با خروج از حاكميت موافق بودند و نه با رفراندم و نه باهر نوع تغييري در اين نظام. اين افراد اگر بخواهيم صادق باشيم، بايد اعتراف كنيم دنبال هيچ تغيير و اصلاح نيستند و فقط دنبال تقسيم قدرت با حاكم بودند وهستند.
خود مي دانند كه اين نوع حاكميت يك نوع حاكميت ظلم است و نه جمهوري است و نه اسلامي. ترس اصلي اصلاح طلب ها اين است كه در حكومت دموكراتيك يا همان جمهوري كه اقاي اكبر گنجي بيان كردند و براي همين پيش از هزار پانصد روز در زندان است در جامعه بيان شود. در جواب به پرسشي كه آيا ما نظام جمهوري اسلامي ايران را اصلاح پذير مي دانيم يا خير؟ بايد عنوان كرد كه واقعيت اين است كه قابل اصلاح نيست. قابليت اصلاح نظام با راي اكثريت و مدت هفت سال نشان داد كه اين نظام قابل اصلاح نيست زيرا اگر بود تا بحال حداقل دانشجويان كمي آنرا احساس مي كردند. اصلاح طلب ها فكر مي كنند با التماس و جلوگيري از قتلهاي زنجيره ايي به اوج اصلاح رسيده اند و ديگر انتظاري پيش از اين ندارند. كساني كه با مردم و دانشجويان هم فكر هستند و اصلاحات واقعي را دنبال مي كنند را اصلاح طلب راديكال مي نامند. در حاليكه اين افراد راديكال نيستند و فرقشان با آنها اين است كه ذوب اقا نخواهند شد. اگر گفتار اقاي خاتمي يا هر كس ديگر را توجه كنيد نام ملكوتي رهبر را با سلام و صلوات نشانه مردمسالاري مي دانند.
اگر خامنه اي مردمسالار و مديريت عدالت را در كشور افزايش مي دهد و نمايندگان ايشان نيز افراد مردم دوست هستند پس علت وجود اصلاحات براي چيست؟ چرا اصلاحات را بيان كرديد؟ در اين مدت جز برخورد شديدتر قدرت و زندان و فشارهاي ديگر چيزي بوجود نيامد. حتي بايد اعتراف كرد كه اصلاحات اقاي هاشمي و خط ايشان بيشتر پيروز بود تا اصلاحات اقاي خاتمي. مي دانيم بيان رياست جمهوري اقاي هاشمي يك شلاق بر تن اصلاحات بود و برگشت به عقب.
اكثريت اصلاح طلب ها كه نان و مقام خود را از بركت وجود ملكوتي اقا مي دانند چگونه مي خواهند اصلاحات را بوجود بياورند؟ اگر مي گوييم اين نظام اصلاح پذير نيست يعني اصلاح طلب ها ثابت كردند كه به هيچ عنوان توانايي با مقابله با قدرت مطلق، نه فقط ندارند بلكه خود ذوب شده ولايت مطلق هستند. شكي نيست كه مردم همگي به اين نيتجه رسيده اند و فحش دانشجويان به مقام اول اصلاحات بيانگوي همين مسئله است. باز اين دوستان اصلاح طلب مي خواهند چشمان خود را ببندند و به مردم بگويند اصلاحات پيشرفت زيادي كرده است ولي واقعيت و دلسردي مردم از اصلاحات را از انتخابات مجلس هفتم به روشني مي توان ثابت كرد. راي دادن به اصلاحات براي مردم معنايي ديگر ندارد. اصلاحات ذوب شده قدرت مطلق، بيانگوي جنجال پوچي است كه همگي مي دانيم به هيچ هدفي نرسيده و نخواهد رسيد، حتي هدف اصلي كه نفوذ در قدرت و مشاركت با ظالمين را هم نتوانستند انجام بدهند. با راي مردم در اين مدت چه كردند، جز سركوبي هوادارن خود؟ فقط براي كرسي و مقام خود اعتراض مي كنند. اين نوع سازشكاري كثيف با قدرت مطلق، علت اصلي راي مردم نبود و نيست. مردم نه فقط اعتمادي به اصلاحات ندارند بلكه ديگر براي اين افراد ذوب شده به ميدان نمي آيند. منتظر حركت جديد و افراد ديگري هستند تا اين بار به تغيير مطلوب برسند. مردم با تمام وجود از اصلاحات طرفداري كردند و مرگ اصلاحات از طرف مردم نبود بلكه از طرف سران اصلاحات بود كه در روز اول اصلاحات را ،، نه بزرگ ،، به روش نظام و اقاي خامنه اي ترجمه كردند و امروز اصلاحات را فقط جلوگيري از،، ترور،، مي دانند. مردم به اصلاحات خيانت نكردند بلكه اصلاح طلب ها باعث مرگ اصلاحات شدند.
امروز كه جامعه شاد و طرفدار رفراندم است، اين ذوب شده هاي قدرت، ترس شديدي پيدا كردند. روزي نيست كه مطلبي درعليه رفراندم ننويسند. زيرا مي دانند كه اين پايان قدرت مطلق محسوب مي شود. پايان استبداد با يك رفراندم و با حركت ارام به اتمام مي رسد. سران اصلاحات كه نه مقامي در بين محافظه كاران دارند و نه مقامي بين مردم، نمي دانند چگونه بايد براي بقاي قدرت خود كوشش كنند. اين بار نشان دادند كه حاضر هستند سخنان حسين شريعتمداري را بزنند تا قدرت مطلق به آنها اجازه تنفس سياسي بدهد. اين چاپلوسي و مردمستيزي سران اصلاحات فقط براي بقاي قدرت و مال دنيوي است زيرا خود بهتر از ديگران مي دانند كه اين نظام و قدرت مطلق اقاي خامنه اي قابل اصلاح نيست. سئوال مردم از سران اصلاحات اين است كه ايا اصلا برنامه ايي داشتند كه قدرت مطلق و استبداد را نابود كنند؟ مطمئن هستم كه نه فقط برنامه ايي عليه قدرت مطلق نداشتند بلكه باور آنها همين نوع حكومت است. تنهاخواسته سران اصلاحات، اينست كه قدرت مطلق، آنها را با نظارت استصوابي حذف نكند. شعار مردمسالاري ثابت شد كه فقط براي پاسداري قدرت خود بوده است و امروز كه مردمسالاري معناي رفراندم مي دهد، باعث ديدن چهره ضد مردمي اصلاحات شده ايم.
قدرت طلبي، گوش ها را سنگين مي كند و انسان را به خواب عميق مي برد. در حكومت مردمسالار چه چيزي مهمتر است از رفراندم؟ عرق ترس بر پيشاني سران اصلاح طلب ديده مي شود و متوجه شدند در اين بازي قدرت، نه مقامي بدست اوردند و نه حركت مردمي را توانستند نگهداري كنند. امروز مخالفان رفراندم جناح محافظه كار نيستند، بلكه جناح اصلاح طلب هستند. امروز متاسفانه اصلاحات مي خواهد زبان مردم را خاموش كنند و نداي رفراندم را سركوب كنند. اين نفسهاي اخر اصلاحات است و ديگرا كوشش قدرت طلبي اصلاحات سازش آشكار با محافظه كاران است. مانند سخنان ناكام آقاي خاتمي، در روز دانشجو كه گفت رهبر مخالف نظارت استصوابي است. مردم از شما خسته شدند زيرا ثابت شد از همه بيشتر سران اصلاح طلب، ذوب قدرت مطلق استبداد هستيد. تمام تماسهاي مردم با همديگر سخن از رفراندم است و همه با لبي شاد مي گويند رفراندم تنها اميد ملت ايران براي ازادي است. اگر اصلاحات كمي مردمسالار بود و به فكر قدرت و مقام خود نبوند با اين ندا هماهنگ مي شدند. امروز مرز رفراندم مرز مردمسالاري واقعي است.
بي شك نوشتار تمام سران اصلاحات و دلبستگي آنان به قدرت مطلق استبداد، در چند روز اخيرنمايان شد. اگر دنبال مقام و قدرت دنيوي نبودند مي توانستند با مردم خود همصدا بشوند. انتخابات رياست جمهوري كه در چند ماه ديگر رخ مي دهد باعث پيروزي درخواست رفراندم خواهد شد و در آن روز اگر اين افرادي كه امروز مخالف رفراندم مي نويسند بخواهند جهت سياسي خود را تغيير بدهند، قابل درك نخواهد بود. شيخ منتظري در نوشتاري چند سال پيش خواستار رفراندم شدند و تمام مردم و حتي گروهاي سياسي خارج از قدرت مطلق همگي خواستار رفراندم هستند و مخالفان رفراندم دنبال حكومت ديكتاتور و استبداد هستند. پيام مردم براي سران اصلاح طلب اين است كه با مردم همصدا بشوند و اين شادي و اميد را از مردم نگيرند و امروز ثابت كنند كه مي توانند مردمسالار باشند. مردمسالاري ديني و اسلامي كه ما مي شناسيم هميشه با طرح رفراندم موافق است.

5 Comments:

  • At 1:23 am, Anonymous Anonymous said…

    از مجموعه اصلاح طلب حكومتي و زورگويان اصولگرايان افراطي بكلي نا اميد هستيم. ولي در همه انتخابات كشور شركت مي كنم زيرا فقط به مذهب و دين اعتقاد دارم و فكر مي كنم كه هيچ گروهي برنامه ايي براي هماهنگ دين با حكومت ندارد. كسي نتوانسته حكومتي را بيان كند كه هم ديني باشد و هم آزادي در آن باشد . بايد انقلاب و دين را نگهداريم. مردم تهران با ساير شهرها و روستاها خيلي فرق دارند. تهران هميشه پيشرفته و مدرن بوده ولي مناطق ديگر كشور هنوز دين سنتي را تنها دين مي دانند. البته اگر در تهران حركتي شود به تمام كشور مي كشد و جمعيت تهران كم نيستند. جمعيت خارج نشين كه نصف جمعيت تهران هستند فقط دنبال ازادي و دموكراسي هستند. زياد دنبال دين نيستند. با نيروهاي خارجي مخالف هستم براي همين ضد رفراندم هستم. بايد شخصي از داخل براي اصلاحات پيدا كنيم كه هم ديني باشد و هم عمل و كردار داشته باشد. تحليلهاي خارج از كشور با واقعيت زندگي در ايران تضاد دارد. به فكر تفكر آن روستا نشين نيستند. نصف جمعيت تهران هم از همين جماعت روستايي هستند كه براي غيرت ديني آدم اعدام مي كنند

     
  • At 2:47 am, Anonymous Anonymous said…

    رفراندم رفراندم رفراندم

     
  • At 10:39 am, Anonymous Anonymous said…

    اگر فرض را بر اين بگيريم كه اين آقاي حسين خداداد همان شخصي است كه خانه اي در زعفرانيّه تهران داشتند بايد گفته شود بهتر است ابراز فضل نفرمايند . بنده خودم شخصاً منزل ايشان را بازديد كرده ام . زير زمين منزل به صورت يك گاوصندوق بتون آرمه محتوي صدها قطعه فرش هاي گرانبها در داخل اين محلّ نوار هاي ويديوي پورنو گرافيك و سه عدد صندوق در ديوارها محتوي جعبه هاي خالي جواهرات اسناد عضويّت در فراماسونري اسناد خريد برليان و سنگ هاي قيمتي به قيمت مليون ها دلار از تيفاني نيويورك يك ساختمان جداگانه براي نگهداري چند صد بلبل سه عدد لوستر اهدائي ناپلئون به فتحعليشاه قاجار و و و از جمله تصاحب كلّيه كارخانه هاي يخ سازي در خوزستان از طريق ورشكست كردن ديگران تصاحب باسكول هاي بين راه خرّمشهر و تهران . اگر اين آقاي خداداد همان شخص است جواب بفرمايند اين ثروت را از كجا آورده بودند لازم به ذكر است كه بين فرش ها يك قطعه فرش وجود داشت كه دو طرفه بافته شده بود كه نظير آن فقط در حرم امام رضا موجود است وكارشناسان فرش بانك كار گشايي نتوانستند قيمتي براي آن تعيين كنند مدارك و اموالي كه در اين خانه پيدا شد نشان دهنده فساد مالي و بند وبستي بود كه آقاي حسين خداداد داشتند . البتّه دوباره ذكر ميكنم كه اگر اين آقا همان شخص است بهتر است ابراز فضل نفرمايند و كاري كنند كه مردم فراموش كنند كه چه كسي بوده است . شخصي كه مورد نظر است برادر فاضل خداداد است كه با برادر رفيق دوست گرفتار شد و اعام گرديد

     
  • At 4:56 pm, Blogger hosseein said…

    سلام دوست عزيز
    بايد به عرض برسانم كه بنده آن حسين خداداد نيستم و همچنين حسين خداداد ورزشكار هم نيستم.پس اشتباهي اين را در كيهان مكتوب نفرماييد كه بيشتر آبروي خود را نبريد
    حسين خداداد

     
  • At 9:41 pm, Anonymous Anonymous said…

    Hosain jan movazeb bash in yaro etelahti ast

     

Post a Comment

<< Home