Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Saturday, December 18, 2004

بحث نقش دين در حكومت اقايان ابطحي و يزدي


بحث نقش دين در حكومت اقايان ابطحي و يزدي

اقاي ابطحي مي فرمايد مخاطب دين مردم هستند

اقاي يزدي مي فرمايد ديدگاه ما جدايي نهاد دين از نهاد حكومت است و نه جدايي دين از سياست
مشكلات جمهوري اسلامي از آن جا ناشي مي شود كه نهاد دين براي خود حق ويژاه اي در نهاد حكومت قائل است

مي توان بسادگي ديد كه تمام روشنفكران ديني اعتقاد دارند كه دين مخاطب حكومت نيست و بايد نهاد دين و نهاد قدرت از هم جدا بشوند. حال بايد پاسخ بدهند كه چگونه ممكن است دين را از قدرت جدا كرد؟

بعضي تنها راه حل را جدا كردن دين از سياست مي دانند. سكولاريسم
بعضي راه حل را در اسلام پروتستانت شريعتي مي دانند. بايد يك قرائت ازادي درنهاد دين در جامعه بوجود ايد.

اقاي يزدي مي فرمايد نهاد دين و نهاد حكومت بايد از هم جدا بشوند.
آقاي ابطحي مي فرمايد دين براي رستگاري انسان امده است.

بنظر بنده تنها راه حل اين است كه اعتقاد داشته باشيم كه در نهاد دين زور و اجبار حذف شود. اگر هم دين در نهاد حكومت وارد شد هنگامي كه زور و اجبار در دين نباشد مشكلي ايجاد نمي شود. حق ويژه براي روحانيت بايد كاملا حذف شود. نفز اول مملكت نبايد حتما در لباس روحاني باشد. مردم بايد بتوانند نفر اول حكومت را با راي مستقيم انتخاب كنند و هيچ حق ويژه اي براي يك طبقه خاص نباشد.

فكر مي كنم فقط با رفراندم و اعلاميه حقوق بشر به اين انتخاب آزاد برسيم.

http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=155891&code1=1
http://www.webnevesht.com/weblog/?id=-1116549210



1 Comments:

  • At 5:56 am, Anonymous Anonymous said…

    دركتاب آقاي مطهري نوشته شده است كه فقيه حق ندارد حاكم باشد. آيه قران نيز به پيامبر مي گويد تو حاكم نيستي. مطهري در كتاب پيرامون انقلاب اسلامي مي نويسد، اسلامي بودن جمهوري را نبايد بر مردم تحميل كرد. مسئله ولايت فقيه را هم كه مطرح كرديد از همين قبيل است. ولايت فقيه به اين معني نيست كه فقيه، خود در راس دولت قرار بگيرد و عملا حكومت كند. نقش ولايت فقيه يك ايدئولوگ است ، نه نقش يك حاكم. تصور مردم آنروز ، دوره مشروطيت، و نيز مردم ما از ولايت فقيه اين نبود و نيست، كه فقها حكومت كنند و اداره مملكت را بدست گيرند
    اگر حاكم باشند و فقيه حاكم قرار بگيرد بعد مي توان آنرا استبداد فقها ناميد و اين بر ضد حاكميت ملي است و عملي ارتجاعي محسوب مي شود. فقيه را بايد مردم انتخاب كنند براي همين استبداد بوجود نمي آيد. اگر انتخاب فقيه انتصابي بود و چند فقهي، فقيه را انتصاب مي كردند جا داشت كه بگوئيم اين امر، خلاف دموكراسي است. اما مرجع ، ولايت فقيه، را به عنوان كسي كه در اين مكتب صاحب نظر است خود مردم انتخاب مي كنند. امام نيز دو شرط انتخاب مردم و حق شرعي را لازم مي شمردند. براي همين امام در فرمان خود به نخست وزير دولت موقت مي نويسد. به موجب حق شرعي و به موجب راي اعتمادي كه از طرف اكثريت قاطع ملت به من ابراز شده، من رئيس دولت را تعيين مي كنم
    يعني هر نسلي فقط با اكثريت قاطع مي تواند ولايت فقيه را انتخاب كند وولايت فقيه هيچگونه حق حاكم بودن را ندارد.

     

Post a Comment

<< Home