Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Saturday, January 01, 2005

آقاي محمد علي ابطحي مرزبنديها را شكست


آقاي محمد علي ابطحي مرزبنديها را شكست
چيزي كه باور كردني نبود شكست، خط بندي خودي و غير خودي در تفكر اقاي ابطحي وجود ندارد. جواب دادن به نامه سيد ابراهيم نبوي يك پيروزي است كه تا بحال مشاهده نشده است. آقاي نبوي مي داند كه اقاي ابطحي توجه به نوشتار وي مي كند. هنگامي كه آقاي ابطحي نامه مرا در مورد حجاب جواب دادن، روشن گشت كه تنها شخصيت حكومتي در ايران كه تفكر مردمسالاري را جايگزين تحجر كرده است، ايشان هستند. كسي كه از مرز جمهوري اسلامي خارج مي شود، هميشه جاسوس و عنصر استكبار جهاني است. نويسندگاني كه خارج مي روند آنچنان مورد بي رحمي قرار مي گيرند كه حتي نام بردن از آنان گناه محسوب مي شود. نام آنها فقط با تحقير و فحاشي همراه مي شود. آنها نيز مجبور مي شوند نقش ديگري بازي كنند و پناه ديگر جستجو كنند. هرگاه نويسنده ايي خارج مي ايد مي شود نبوي ديگر، بهنود ديگر و راشدان ديگر. اقاي احمد قابل هنگامي كه مهاجرت كرد، حتي دوستان ديگر جواب سلام را مي ترسيدند بدهند
ما شاهد بوديم كه فضاي خشونت و دشمن تراشي كيهان تمام فضاي كشور را آلوده و مريض كرده بود. اگر با كسي حتي نامه مي نوشتند بايد در اتاق هاي معجزه جواب مي دادند. كجا فكر مي كرديم كه اقاي ابطحي و آقاي نبوي به هم اظهار علاقه بكنند؟ شجاعت و مرز شكني آقاي ابطحي و پاسخگويي ايشان به مردم نشان داد كه شخصي در بين قشر آخوندها هست كه ديدگاه كيهاني نداشته باشد. علت بروز اين همبستگي متفكران، وجود ارتباط دستجمعي اينترنت است. در حاليكه دستگاه خبر رساني داخلي با روش كيهاني آلوده شده است و حاضر نيستند نام حتي يك شخصيت خارج از مرز را بر زبان بياورند، آقاي ابطحي در سايت خود با تمام مردم سخن مي گويد. نوشتار اقاي احمد قابل هميشه در روزنامه شرق منتشر مي شد ولي امروز چون از ايران مهاجرت كرده است ديگر اين روزنامه علاقه به چاپ مطالب وي نشان نمي دهد. خود بنده به تمام دستگاه روحانيت بدبين شده بودم و فكر نمي كردم شخصي مانند اقاي ابطحي در اين جمع وجود داشته باشد. جذابيت آقاي ابطحي به اين است كه خود را از كليشه كيهانيان خارج مي داند و شجاعت خود را نشان مي دهد. در تفكر نظام حتي نام بردن از سايت گويا نيوز يك جرم بزرگ است. غير رسمي حتي بازتاب و شخصيتهاي ايران مطالب براي گويا نيوز مي فرستند ولي حاضر به اعتراف آن نيستند زيرا در جمهوري اسلامي هر گونه تماس با خارج از كشور بزرگترين گناه محسوب مي شود. تا بحال فقط ايت الله منتظري بود كه توانست اين مرز بندي را بشكند و ديگران همگي مي ترسيدند حتي جواب سلام را بدهند
فحاشي دانشجويان بيشتر نشان داد كه حتي با مردم داخل ايران نيز حاضر نيستند سخن بگويند. تدارك محل كوچك براي سخنان رييس جمهور بزرگترين نشانه مردم ستيزي نظام بود كه با برخورد عاقلانه دانشجويان جواب داده شد. در سال پاسخگويي، تنها شخصي كه در ميدان عمومي قرار گرفت و با همه سخن گفت اقاي ابطحي است. لازم نيست كه نويسنده نامدار باشيم و يا شخصيت سياسي تا اقاي ابطحي نوشتار انسان را در سايت خود قرار بدهد. باور كردني نيست كه در اين نظام جمهوري اسلامي شخصي مردمي پيدا شود و او را زندان نكنند. هنوز سياستمداران ايران مات مانده اند كه چگونه اقاي ابطحي با مردم سخن مي گويد! چگونه مي شود با مردم ايران در داخل و خارج به اين سادگي سخن گفت؟ بدبختي بزرگي كه داريم اين است كه خبرگزاريها و شخصيتها از فحاشي كيهانيها بطور مطلق مي ترسند. سايت بازتاب بوسيله سايت خبرنامه گويا نيوز نشان و نامي پيدا مي كند ولي حاضر نمي شود حتي يك خبر را از اين سايت نقل كند. هميشه افراد سياسي خارج از مرز مظلوم قرار مي گيرند. آقاي بهنود كه شخصيت درجه اول دارد و بسيار مردمي است و هميشه سخنان مردم را احترام قرار داده است، چند بار مشاهده شده است كه سايت مانند ايسنا سخنان ايشان را منتشر كند؟ يعني خبرگزاري بي بي سي بيشتر به مردم ايران احترام قائل است تا خبرگزاريهاي ايسنا و ايلنا؟ درست است كه هنوز اين دوستي تازه دارد حركت مي كند و نظام هنوز به سخنان مردم داخل و خارج توجه نمي كند ولي آقاي ابطحي توانست شكاف بين دولت را با مردم تا حدودي تغيير بدهد. در نوشتاري عنوان كردم كه ،، آقاي ابطحي چه كسي خارج از واقعيت مي نويسد،، و فكر نمي كردم ايشان به آن توجه بكند ولي در جواب شخصي ، ايشان عنوان مي كند كتبا كه خوانده است. ببينيد در فضاي استبداد ايران نفس كشيدن اقاي ابطحي براي نظام گران تمام مي شود. يك زماني آقاي سيد خميني از اروپا با مردم ايران سخن مي گفت و كسي خبرگزاريهاي اروپايي را نجس نمي دانست ولي بعد از انقلاب همين خبرگزاريها نجس و كافر قرار گرفتند
خيلي از وبلاگ نويسان را مي شناسم كه هم به ايران و هم به نظام علاقه دارند، ولي چون چاپلوسي قرون وسطي را بلد نيستند و نظر خود را با شجاعت مي نويسند بايد مجرم و در زندان قرار بگيرند. اعتراف اقاي ابطحي و نوشتار وي در مورد اتاق هاي معجزه ساز استبداد، باعث شد اميدي پيدا بشود كه همگي مي توانيم با اين نظام سخن بگوييم. نظامي كه تا ديروز فكر نمي كرديم بدانند معناي مردمسالاري چيست. نظامي كه تا ديروز جمعيت مهاجران را فاسد و نجس مي دانستند. نظامي كه قرائت اسلامي همه را كفر محسوب مي كرد و فقط يك قرائت از دين حاكم بود. نظامي كه اجبار و زورگويي بنام دين چماق خود قرار داده بود. چگونه مي شود در اين نظام و اين استبداد، شخصي واقعا علاقه به مردم داشته باشد؟ چگونه مي شود كه حتي نوشتار افراد نجس و جاسوس را بخوانند؟ چگونه مي شود جهان ايرانيان داخل و خارج را يكي دانست؟ البته شايد اين نظام هيچ وقت نتواند كوچكترين توجهي به مردم خود بكند، و شايد همين باعث رسيدن پايان نظام استبداد گردد
نامه هاي زيادي به اقاي شيخ منتظري نوشتم و ايشان نيز پاسخهاي كثيري نوشتند، فقط در مورد حجاب اجباري زياد راضي نبودند كه ادامه تلاش داشته باشم. اقاي كديور نيز مخالفت خود را كتبا عنوان كردند و باعث نارحتي بنده و اقايان گشت ولي نمي توانم زورگويي را ببينم و باز هم سكوت كنم. هنوز از آقاي ابطحي زياد انتظار داريم و حركت اقاي ابطحي بايد به هدف برسد. هنوز فكر مي كنم كه بايد خود را مستقل تر بداند و حرف مردم را به نظام منتقل كند و اين شكاف را بردارد. هنوز انتظار داريم كه مانند ديدگاه مضحك حجاريان ننويسد. انتظار داريم در مورد حجاب اجباري سخن شفافي بزند. انتظار داريم نه فقط در مورد خليج فارس و اتاق هاي معجزه بلكه نشان بدهد قرائت ديني خارج از زور و اجبار مي تواند حاكم بشود. دين ستيزي را امروز شاهد هستيم و مي بينيم كه افراد به سخنان مثل من مي خندند و مي گويند مگر اسلام خارج از زور اصلا وجود دارد؟ حق دارند مرا مسخره كنند و بگويند اين همه آخوندها دارند نداي اجبار در دين مي دهند بعد حسين خداداد مي گويد اجبار در دين نيست؟ اينكه بگويم اجبار در دين نيست مانند اين مي ماند كه بگويم نظام ايران، مردم سالار است. شايد اين جوك باشد و باعث خنده كثيري قرار بگيرد ولي آرزو داشتن كه روزي دولتي در ايران باشد كه واقعا مردم سالار است و اجبار ديني با قانون مجازات در آن نباشد، بنظر بنده چيز عادي است. هنگامي كه مي بينم كه از زينب كسي طرفداري نمي كند، مي فهمم كه هنوز در قدمهاي اوليه قرار گرفته ايم. هنوز اجبار قدرت را حتي درلباس مردم قبول مي كنيم. انتظار دارم از اقايان بهنود، نبوي و ابطحي در مورد اين دختر ايراني در فرانسه بنويسند و بگويند انسان در هرجاي دنيا زندگي كند حق انتخاب دارد. اجبار با نام لائيك و اجبار با نام دين هر دو ضد حقوق بشر است. ازادي و انتخاب در مسكن، لباس و كار از حقوق اوليه انسان بايد محسوب شود. يك روزي از دست ظلم به مراجع تقليد پناه مي برديم و امروز از ظلم مراجع تقليد بايد به حقوق بشر پناه ببريم؟ اقاي ابطحي هنوز در قدمهاي اوليه هستيم


4 Comments:

  • At 3:02 pm, Anonymous Anonymous said…

    هميشه نوشتار شما را مي خوانم و صداقت و دلسوزي شما باعث مي شود كه بيشتر به حوادث فكر كنم. اگر مي توانيد جوابي نيز به نوشته كيهان، علي مطهري بنويسيد
    محسن ر

     
  • At 9:48 am, Anonymous Anonymous said…

    khahesh meekonam inghadr ghahreman sazi nakonid. ma be andazeh kafi ghahreman dashtim...aghaye abtahi dar ozr khahi ke kardand, va dar neveshtane mataleb marboot be bazdasht shodegan shojaat be kharj dadand. vali veghean aya az ma tavagho darand ke bavar konim ke ishan az anche dar zenadn jomhouri islami meegozarad ta be hal bikhabar boodand? estefadeh ishan az vajeh haayee manande pashiman va gheyre pashiman shak bar angiz ast. be nazare meeresad in eghdam baraye kharab kardan 4 nafar ke majboor be eteraf shodand boodeh. az in tarigh ishan saay bar bi etebar kardane in afrad va eterefate anha aleyhe khode aghaye abtahi va digar eslah talaban boodeh. dar soorati ke bayad amal eteraf giri raa mahkoom meekardand! na afradi ke tahte feshar majboor be in eghdam shodehand. In majara raa ham aghaye nabavi be payan resand, va eterazate afradi ke tahte feshar majboor shodand eteraf konand ham az gharare maloom bi tasir naboodeh.

     
  • At 12:30 pm, Anonymous Anonymous said…

    man ham mokhalefe ghahreman sazi hastam. vali dar hamin hal abtahi chand bar nevesht ke eterafat alaki ast va in ra nabayad faramosh kard

     
  • At 4:22 pm, Blogger حجت الاسلام فاکر said…

    اگر صحبت از شکستن مرزبند? ها باشد با?د قبول کني من زودتر از آقاي ابطحي مرز بند? ها را شکستم هرچند ا?شان پ?شکسوتند در عرصه وب.
    من الله توف?ق
    حجت الاسلام فاکر
    jamaran.blogspot.com

     

Post a Comment

<< Home