Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Tuesday, January 04, 2005

پديده جمهوري خواهان نوين در پيوند دينمداران نوين در حال شكل گيري است



پديده جمهوري خواهان نوين در پيوند دينمداران نوين در حال شكل گيري است

بعد از نوشتار اين چند خط را اضافه مي كنم. هدف بنده اين نيست كه با حكومتها غرب و يا آمريكا و يا اورپا مبارزه كنم و همچنين هدف بنده نيست كه با احزاب دشمني كنم، فقط مي خواهم دو كلمه حرف دل را بيان كنم و دلسوزي براي مملكت كرده باشم. اگر در اكثريت حكومتهاي غرب و جهان امروز نمي توانند پنجاه درصد مردم را در انتخابات بياورند، اين مشكل روشنفكران و سياستمداران آن كشورها است و در اين نوشتار به هيچ عنوان نمي خواهم در امور كشورهاي ديگر دخالت كنم و هدف بنده فقط براي پيشبرد ايران است. اگر اكبر گنجي نداي جمهوري خواهي نوين است و اگر هاشم اقاجري نداي دينداران نوين است، بايد اين دو تفكر در كشور ايران ازادي پيدا بكنند كه تمام افرادي كه به اين دو تفكر اعتقاد دارند بتوانند ازادانه سخن بگويند . اين را اضافه كردم و حالا اصل مطلب


در هر زماني كه مردم ناراضي و مظلوم قرار بگيرند احزاب سياسي مانند قارچ از زمين در مي آيند. گروهي سعي در ديكته كردن خط خود به مردم دارند و سعي مي كنند كه خود را تنها راه نجات و ازادي بيان كنند. بعضي ديگر با استفاده از احساسات مردم استفاده مي كنند، مانند احساس ملي گرايي يا احساس مذهب طلبي. تنها كلمات ازادي، مساوات و برابري بكار گرفته نمي شود بلكه تمدن و پايان فقر نيز از بزرگترين واجه هاي سياسي قرار دارد. در عمل آنهايي كه فرياد خلق مي زدند، ضد خلق عمل كردند، آنهايي كه از ازادي سخن گفتند، مردم را زندان كردند، آنهايي كه از مساوات و عدالت سخن گفتند، خود را پولدار كردند و فقر را افزايش دادند، آنهايي كه از ملي گرايي سخن گفتند، خود اجنبي و خارجي پسند بودند. كساني كه از دينمداري سخن گفتند بزرگترين ضربه را به اعتقادات مردم زدند. و گاهي همه اينها يكجا و به يك اندازه در حكومت انجام مي شود و گاهي بعضي كمتر و يا بيشتر صورت مي گيرد.
امروز مانند سال 57 بازار سياست و احزاب گرم شده است و شروع به فروش كالا مي كنند. ولي امروز مردم زياد مشتاق يك گروه سياسي و شعارها و سخنان زيبا نيستند بلكه دنبال يك راه حل مطلوب مي گردند. اگر سخن را از احزاب دور كنيم و بيشتر به مردم توجه كنيم مي بينيم كه كم كم پايان زمان قدرتسالاري رسيده است و جامعه ديگر دنبال ارباب و اشخاص نيست كه به آنها خط بدهد بلكه خود مي خواهند خط بدهند و حضرات فقط مجري دستور مردم قرار بگيرند. اين رشد نه فقط در ايران بلكه در مدرن ترين كشورهاي جهان نيز صادق است. اطاعت كوركورانه از قدرتمداران هميشه باعث بدبختي مردم شده است.
در ايران نيز اعتماد از تمام احزاب از بين رفته است و مردم مي خواهند به حكومت مردمي برسند. در اين ميان افرادي به حركت انقلاب اعتقادي ندارند و هميشه مي گويند اول اين نظام ج.ا. برود بعد يك كاري براي حكومت جديد مي كنند. اين افراد در طول سالهاي انقلاب نه در كنار مردم بودند و نه مردم ايران را قبول دارند. نا آشنايي انان از مردم باعث شده است در تفكر خود هيچ احترامي به تفكر مردم قرار ندهند. با چند نفر از همفكران خود سالهاي سال برنامه مي ريزند و فكر مي كنند امروز نظام به پايان رسيده است و بايد خود حاكم قرار بگيرند. براي خود شوراي و مجلس و چه چه تشكيل مي دهند. اين برنامه را هر سال اجرا مي كنند.
يك عده نيز در خارج مخالف حكومت هستند ولي توجه به گرايش مردم و تفكر مردم مي كنند و سعي و تلاش مي كنند كه به آزادي بهتر و تفكر عالي برسند. اين افراد بيشتر در يك داستان تخيلي قرار دارند و فقط نردباني براي حاكمان ظالم ديگر قرار مي گيرند. افراد ظالم از سخنان و تفكر اين افراد استفاده مي كنند تا به حكومت برسند.
واقعيت ايران اين است كه بايد درك كرد كه مردم، انقلاب مردمي بوجود آوردند و اكثريت با جمهوري اسلامي موافق بودند. هنوز مردم ايران اعتقاد به حكومت ديني و جمهوري دارند. با توجه به اين اصل بايد به نگرش جديدي كه امروز بوجود آمده است نيز فكر كرد. قرائت اسلامي و قرائت جمهوري امروز با قرائت مردم در تضاد است. ديگر مردم اين نظام را نه جمهوري مي دانند و نه اسلامي. اين انقلاب تبديل به يك حكومت سنتي از نوع خليفه وار شده است. مي توان از آن بعنوان سلاطين فقها نام برد. ولايت فقيه تبديل به ولايت مطلق شده است و اسلام تحجر، جاي اسلام مدرن شريعتي و طالقاني را گرفته است.
عده ايي تنها راه نجات را خارج كردن نهاد دين از سياست مي دانند. يعني مي گويند تا دين وارد قدرت و قانون بشود، تجاوز به حقوق مردم ناخواه بوجود مي آيد. بايد دين را از حكومت بطور مطلق خارج كرد و جمهوري را جاي آن قرار داد.
دسته دوم مي گويند احساس مذهبي در ايران هنوز شديد است و مردم خواستار حكومت جمهوري هستند كه دين با قرائت مدرن بايد بيان شود و تفكر تحجر نابود شود. هر شخصي كه بتواند قرائت امروز دين با جمهوريت را بيان كند مورد استقبال مردم قرار مي گيرد ولي نبايد مانند خاتمي ذوب شده ولايت و نظام را در ولايت فقيه تفسير كند.
دسته سومي بر اين اعتقاد دارند كه براي رسيدن به جمهوري و احترام به مذهب و نقش دين در حكومت بايد حقوق بشر در درجه اول قرار بگيرد. و اين سه دسته اگرچه همه يك هدف و هر سه با توده مردم همصدا هستند ولي نتوانستند با هم متحد بشوند و رهبري مشتركي پيدا كنند. در بين جمهوري خواهان افرادي دين ستيز هستند و بين حقوق بشر خواهان افرادي دين پرست موجود مي باشد.
براي اينكه بتوانم راه حلي را بيان كنم پيشنهاد مي كنم كه هر سه اين گروه با هم متحد بشوند. هم جمهوري خواهان و هم مذهبي خواهان مدرن و هم حقوق بشر خواهان.
متفكران نوين مذهبي با استبداد و لايت فقيه مطلق مخالف هستند و دنبال حاكميت مردم در يك جمهوري را دنبال مي كنند. آزادي و اختيار را در دين را از ضروريات مي دانند و مي خواهند هر نوع اجبار و زورگويي در دين نابود شود و براي همين دنبال حجاب اختياري هستند، مانند اقاي اشكوري، قابل، كديور، ابطحي، باقي و... اين افراد با حقوق بشر و جمهوري موافق هستند ولي نمي خواهند حكومت دين ستيز قدرت را بدست بگيرد
جمهوري خواهان با دين مشكلي ندارند ولي اعتقاد دارند دين را بايد بكلي از حكومت پاكسازي كرد. دين را از حقوق فردي مي دانند و اجازه شركت قانون مذهبي نمي دهند. اگر الكل در خيابان مصرف شود، مشكلي در آن نمي بينند. مي گويند مشروعيت مهم نيست بلكه مقبوليت كافي است.
طرفداران حقوق بشر، مي گويند فقط با حقوق بشر مي توان مذهبيان نوين و جمهوري خواهان را با هم قرار داد. مي گويند مذهبيان با قرائت نوين هيچ مخالفتي با حقوق بشر ندارند بلكه اسلام را در حقوق بشر تفسير مي كنند. همچنين جمهوري خواهان نيز با حقوق بشر مشكلي ندارند و آنها نيز دنبال حقوق بشر و نابودي تبعيض اجتماعي هستند.
علت بيان مطالب بالا اين است كه امروز شاهد هستيم كه اين سه دسته حتي بدون رهبري خاص دارند بهم پيوند مي خورند. جمهوري خواهان با قرائت نوين از دين مشكلي ندارند و مذهبيان نوين مشكلي با نابودي تبعيض ديني ندارند. پس ايا نقطه اشتراك واقعا حقوق بشر است؟ ايا نبايد همگي دنبال اجراي حقوق بشر باشيم و اتحاد ميان جمهوري نوين و مذهبيان نوين را بوجود آورد؟
تنها مشكلي كه امروز دارند اين است كه ايا از شكم اين نظام بايد به اين حقوق بشر و اتحاد نيروهاي مذهبي نوين و نيروهاي جمهوري نوين رسيد يا بايد در ايجاد حكومت نوين تلاش كرد؟
بنظر بنده ايجاد حكومت نوين باز مشكلاتي دارد كه نبايد آنرا بر دوش مردم قرار داد و احساسات شورش و انقلاب ديگري به مردم تحميل كرد. مردم ايران در اين راه بسيار زحمت كشيده اند و نمي خواهند باز دسته هاي قدرت طلب وارد ميدان بشوند و شعار كمونيستي، خلقي، ملي، ساطنتي دوباره باعث خونريزي شود. همچنين استقلال براي مردم مهم است و با نيروهاي خارجي برخورد خواهند كرد. پس تنها راه حل بنظر بنده اين است كه از درون و با نيروي مردم و نه احزاب كمك گرفت. هرچقدر مردم با قرائت نوين از دين و قرائت نوين از جمهوري آشنا بشوند زودتر به اين روش مي رسيم. اگر فقط افرادي شعار بدهند اين نظام بايد نابود شود و هرچه آمد، آمد بدانند كه همه مردم در مقابل اين تفكر خام ايستادگي خواهند كرد.
حكومت محافظه كاران و ذوب شده گان ولايت مطلق در باتلاقي قرار گرفته اند كه خود را روز به روز بيشتر غرق مي كنند. تفكر تحجر كه با قرائت نوين جمهوري و نوين اسلامي مخالفت مي كند، خود به خود محكوم به مرگ است و درك اينكه قرائت نوين از اسلام و جمهوري بزودي حاكم مي گردد چنان دور نيست. امروز جمهوري خواهان با دين نوين پيمان دوستي مي بندند و دين داران نوين نيز رو به جمهوريت نوين قدم بر مي دارند. پس با يك رهبري مشترك مي توانند بهتر و سريعتر به هدف برسند
هدف چيست و ايا فقط دنبال حاكميت احزاب هستيم؟ خير اينچنين نيست و احزاب فقط با راي مردم مي توانند فردي را عنوان كنند ولي حتما نبايد فرد كانديد شده در حزب يا گروهي باشد. بايد حكومت سريع بتواند افراد را عوض كند. تغيير حتي نفر اول بايد فورا انجام شود. هدف رسيدن به حاكميت مردم است و راه حلي نيست، جز اينكه هميشه بايد بيشتر از پنجاه در صد وارد انتخابات بشوند، و يا به قولي حداقل هفتادو پنج درصد مردم به يك نفر راي بدهند. با بيست درصد و سي درصد كسي مقبوليت حاكميت ندارد. يعني اگر كمتز از پنجاه درصد در انتخابات شركت كردند فورا بايد رفراندوم صورت بگيرد و تمام حاكميت زير سئوال برود و مجددا راي گيري بشود. هنگامي كه نيم از جمعيت مردم در انتخابات شركت نكنند يعني حكومت اشتباه دارد مي رود و بايد تغيير پيدا كند. بنده كاري ندارم كه در دنيا اكثرا حتي پنجاه درصد مردم وارد انتخابات نمي شوند زيرا اين نيز نشانه ناعدالتي در حاكمان آن كشورها است ولي اگر بخواهيم به حاكميت مردم برسيم بايد بيشتر از نصف جمعيت حداقل در نوع حاكميت دخالت مستقيم كنند

عكسهايي از جشنوراه تئاتر ايران زمين

4 Comments:

  • At 10:38 pm, Blogger sina said…

    sallam
    in axha chera baz nemishe?
    mohamd-1381.persianblog.com

     
  • At 10:50 pm, Anonymous Anonymous said…

    عكسها باز مي شود
    اين نوشتار را منتشر كنيد و دوستان همگي موافق هستند

     
  • At 10:11 am, Anonymous Anonymous said…

    مقاله شما بسيار جالب و خواندني است

     
  • At 1:24 am, Anonymous Anonymous said…

    vaghean khaste nabashi, vali khob jomhori eslami bayad ye chizi peyda koneh keh khodesh ro rooshanfekr jelve bede

     

Post a Comment

<< Home