Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Thursday, January 06, 2005

با نام جمهوري اسلامي حتي شكنجه اشكالي ندارد


با نام جمهوري اسلامي حتي شكنجه اشكالي ندارد
در زمان قبل از انقلاب براي نام مبارك حضرت شاه همه كار صحيح بود. زندان كردن ، شكنجه و ترور براي مصالح مملكت يعني حضرت شاه هيچ اشكالي نداشت. چند نفر دستگير بشوند و زندان بروند و متحمل بزرگترين سختيهاي زندگي بشوند، فقط سر اقا به سلامت باشد. ايران يعني شاه. خدا، شاه، ميهن شعار ذوب شدگان پهلوي بود. البته حضرت شاه نه اقاي پهلوي. هنوز تا امروز از گفتن نام اقاي پهلوي تازگي دارد و همه نام او را شاه مي دانند. روزنامه ها نوشتند شاه رفت. بله شاه رفت و همه مي دانستيم شاه رفتني است. ولي چقدر زحمت كشيديم و فداكاري كردند مردم ايران تا شاه برود. براي حفظ و مصلحت انديشي براي حكومت شاه هر عملي كم بود و افرادي كه در پستهاي حكومتي در زمان شاه سمتي داشتند، نتوانستند با مردم يكصدا بشوند و زندانيان زمان شاه، حكومت را گرفتند و حاكم گشتند
امروز رئيس جمهور حقوق مردم را فداي حضرت مقام رهبري مي كند. امروز نظام يعني حضرت مقام رهبري. امروز اگر زندان، شكنجه و ترور صورت بگيرد، باز اشكالي در آن نيست زيرا هدف فقط حضرت مقام رهبري است. حضرت مقام رهبري يعني نظام جمهوري اسلامي. نظام جمهوري اسلامي يعني دين ، اعتقاد و اميد مردم. با اين قرائت حكومتي، ديني براي مردم باقي نمي ماند
هنگامي كه اقاي خاتمي بين دانشجويان گفت كه سكوت من براي نظام بوده است، ياد آن فردي افتادم كه هنگامي كه مي خواستند اعدامش كنند، اسكناسي از جيب خود در آورد و عكس اقاي پهلوي را بوسيد و گفت جانم فدايت بشود. شايد اين مثال كمي تند بنظر بيايد، شايد زبان شفاف را نبايد قرار بدهيم. شايد بايد مثال راننده را بزنيم كه رئيس گفته است بايد يك راننده اينجا باشد، حالا اگر گروه خبري هم مي خواند بروند باز من از جاي خود تكان نمي خورم. مثال اقاي ابطحي
صداقت و دل اقاي خاتمي براي من روشن است و احترام زيادي براي ايشان دارم ولي براي عمل وي و روش وي هيچ احترامي قائل نيستم. سكوت وي باعث شد در اين چند سال بيشتر از هر زمان شكنجه و فشار بيشتر شود و حتي افرادي كه دست حضرت مقام رهبري را مي بوسند، امروز مي دانند در ايران و زندان ها چه مي شود
يك روز شخصي نزد حضرت شاه رفت و گفت يك فردي را در زندان قرار داده اند و كلي كتك زدند تا آخر سر با يك گلوله او را به قتل رساندند. آقاي پهلوي لبخندي زد و گفت كساني كه مي خواهند عليه حكومت حركت كنند و عليه پادشاهي ايران عمل كنند تروريست هستند و بايد اين سرطان نابود بشود. آري نگهداري هر حكومتي كه پادشاهي و يا ولايت مطلق دارد دچار اين اعمال مي گردد. هيچ حكومتي ستمكاري را پيدا نمي كنيد مگر اينكه مبنا را حكومت خود و قانون خود قرار بدهد
اينگار يادمان رفته است كه قانون براي خدمت به مردم آمده است و نه عليه مردم. يادمان رفته است كه حكومت براي خدمت به مردم آمده است و نه ارباب مردم. در هر حكومت ظالمي كتاب خدا ، مي شود قانون نوشته حضرات. شخص پيامبر مي شود، نفر اول حكومت. اگر به قانون يا رهبر سخني بگويي، با شما چنان برخورد مي كنند كه به كتاب خدا و پيامبر او سخني گفته باشي. مي خواستم نامه ايي به حضرت مقام رهبري بنويسم و بگويم جلوي ظلم را بايد گرفت ولي فكر كردم عجب كار احمقانه ايي است. مانند اقاي خاتمي كه در نزد رهبري از نمايندگان رهبري شكايت مي كند! براي حكومت حضرت مقام رهبري ايشان حاضر است چشم برادر خود را از كجا در بياورد، چه برسد به يك جوان وبلاگ نويس

1 Comments:

  • At 1:17 am, Anonymous Anonymous said…

    salam , khastam begam khaste nabashi :)

     

Post a Comment

<< Home