Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Thursday, January 06, 2005

نامه به آيت الله منتظري در سايت گويا



نامه به آيت الله منتظري در سايت محترم گويا


اين اي ميل نيز برايم رسيد

Dear Mr. Khodadad,

I just read the letter you had sent to Mr. Soroush on 13 Azar. I do not know how old you are or what your expertise are, but one thing is clear and that is that you clearly understand the true message of islam which is based on human rights, equality of sexes and individuals based on actions and the difference they make in their societies. THe true message is that Prophet mohammad brought a message based on morality for all and as you correctly ,entioned, he and other prophets are referred to as sinners in the Quoran.

I have done many studies on isalm and the life of prophet and also agree with all you said. However, I have a proposal that you might consider and relay to the higher authorities(qualified whose true intentions are human salvation and prophet's wishes) in Quom that you know. Based on all my research of islamic books, if we truly want to practice true islam we have to :

1. Announce that ALL revayats for imams are without legitimacy since they have been told by others and there is no proof of that being said by the imams. Everything must be judged only by Quoran and the words and actions of prophet mohammad because it had been recorderd by moslems without regards to sunni and shiaete division. Everything after prophet is a suspect and has been used for political resons and power struggle between tribes.

2. There is no clergy class and clothes must be removed and open islamic studies to ALL
3. Shieats alergy must announce publicly that: TAGHIEH is against islam. No LIES, DECEPTION, CHEATING is approved by any teachings of islam. Prophet mohammad was known in whole arabia to not say a single LIE, now, the SEYEDS and SHIEATS of iran use TAGHIEH to lie, deceive, cheat all in the name of Islam!!!! and prophet mohammad!!!

4. The committee that has to take this stance must be MARJA TAghleeds with powers that no other religious authorities can dismiss. All these reformations in Shieat must take place before iran can truly see the islamic religion practiced in the right way.

5. I do not know if Quom clergy can produce such committee of Marjaas but Shiteat sect definitely needs this cleansing. I know the clergy in Quom is so attached to the REVAYATS that, dismissing all of them sounds impossible for their power base, but if the intention is Prophet Mohammad and teachings of islam, this should be done. All imams can be sacrified for prophet, but the political shites is not ready to do that, they want to use imams for their power base, unfortunately.,

6. As long as the higher religious authorities are not ready to face the truth of corruption, lies, deceits, hypocricies, ..after 1200 years in shiaeats due to political reasons, then what do you expect? if the religious authorities use ever means which is against the teachings of the prophet, then you expect the followers to do otherwise?

We need strong and honest Marjas to break the taboos and state the truth of islam and say of the corruptions that has entered the shiate religion in the past 1200 years, which no longer make it a viable as a means to lead a healthy and spiritual life.

Good luck and hope that with pointing out the corruptions in shiate interpretation of islam, the true picture of islam and prophet will be shown. I am a shitea myself (at least in name) and that is why I studies shieat to see why they think they are the better version of islam? and i found that the corruption of iranian society all goeas back to 500 yerars ago when shiteats was chosen as the state religion and shitea was used for political reasons and then ....everything else we see is the result of that.

Sincerely,

Ali



نامه به آيت الله منتظري در سايت محترم گويا


1 Comments:

  • At 1:00 pm, Blogger hosseein said…

    آقاي شيخ منتظري، نظر فقهي شما در مورد رفراندوم چيست؟
    با نهايت احترام و آرزوي طول عمر براي جنابعالي، اينجانب در باره نظام جمهوري اسلامي سئولاتي دارم كه اگر باعث فشار بيشتر استبداد براي جنابعالي نشود مرا ارشاد فرماييد.
    حركت مردمي و انقلاب اسلامي حركت براي آزادي و پيشرفت ايران، همراه نداي اسلام بوجود آمد و همه ايرانيان را شاد كرد. تا آن روز فكر مي كرديم كه بهترين قرائت ديني را در جهان داريم و فقه شيعي تنها راه نجات مردم است. اين تفكر با قرار گرفتن آقاي خامنه اي بر قدرت ولايت، آنرا تبديل به يك حكومت استبداد از نوع ديني كرد. حال ايا تفكر شيعي ما و فقه شيعي باعث بروز و رشد استبداد شده است و يا تفكر سلطنت كه سالها كشور ما را تاريك كرده بود،‌ باعث اين نوع حكومت شده است، ‌را نمي دانم. چيزي كه امروز نمي شود منكر آن شد، پناه و رشد جامعه به حقوق بشر است. يعني يك زماني از دست ظالمان به روحانيت پناه مي برديم و امروز از دست ظلم برخي روحانيت بايد به حقوق بشر پناه بياوريم. جنابعالي دو سال پيش در ايران رفراندوم را مطرح كرديد و اصلاح طلب ها نيز در مجلس بحث رفراندوم را كردند و همچنين دانشجويان در اين حركت اقدام كردند. ولي مانند هميشه سران اصلاحات هنگامي كه مسئله ايي بايد عملي شود، يكباره سكوت مي كنند ( براي مثال خروج از حاكميت، دولايحه رئيس جمهور، انتخابات استصوابي كه سران خود بيشتر عليه نظريه خود شركت كردند). همين برخورد با وبلاگ نويسان كه نشان دادند كه سران اصلاح طلب نمي توانند با استبداد برخورد كنند، و حتي به مردم اجازه نمي دهند كه با حركت دانشجويان و مردمي با استبداد برخورد كرد. حركت رفراندوم نيز اولين گروهي كه مقابل اين ايستادگي كردند، همين سران اصلاح طلب بودند. با اين برخوردها و جلوگيري از تغيير آرام و از دورن چگونه مي شود به آزادي و اهداف اوليه انقلاب رسيد؟
    روشنفكران جامعه مشكل را در قرائت ويژه از دين كه مقام ويژه براي ولايت و حاكميت فقهها دارد زير سئوال مي برند و مي گويند كه در اسلام روحانيت حق حاكميت ويژه نبايد داشته باشد. همگي مي دانيم كه نسل امروز و مردم ايران با قانون اساسي و نقش ولايت فقيه مطلقه مشكل اساسي دارند. سيزده جواب به سيزده سؤال در مورد فراخوان رفراندوم، نوشته اقاي محسن سازگارا، توضيح كاملي براي رفراندوم داده اند. نوشتار آقاي كاوه شيرازد، چرا مي گوييم نظام اصلاح پذير نيست و چرا مي گوييم رفراندوم، صحبتي با دوستان اصلاح طلب، نيز روشن مي سازد كه مشكل قانون اساسي و اصلاح طلبي در ايران چيست. اين نوشتار ثابت مي كنند كه به رفراندوم احتياج داريم. براي مردم ايران مشخص نشده است كه آيا شما با اين فراخواني رفراندوم موافق هستيد يا مخالف. آيا مي توان به انتخابات نيم ازاد حكومت دلبستگي پيدا كنيم؟ آيا انحصار در قرائت ديني باعث اين بحران شده است؟ شما از روز اول اصلاحات فرموديد به رئيس جمهور كه نمي تواند كار بكند و به قدرت بيشتري احتياج دارد. اين سخن شما بعد از چند سال به نتيجه رسيد و رئيس جمهور خواستار قدرت بيشتري شد. البته خود بعدا اين خواسته را پس گرفتند. تمام روش و سخنان خود را مستقيم و غير مستقيم پس گرفتند و به درد مصلحت انديشي دچار شدند. نظام ديگر مردم ايران نيست بلكه طبقه خاص از مردم است كه براي منافع آنها بايد مصلحت كاري كرد. نظام مردمي را قرباني قدرت چند روحاني در شوراي نگهبان، مجلس خبرگان و ولايت فقيه مطلق كرده اند. شما چگونه فكر مي كنيد كه مي شود از اين انحصار قدرت طلبي حضرات خارج بشويم و ايا مشكل ما قرائت ديني حاكم است؟ شفاف عرض مي كنم كه بنده به قرائت زور و اجبار كافر هستم. به قرائتي كه اعتقادات ديني و احكام ديني را با زور نظامي و دادگاه بخواهد پياده كند كافر هستم. به پوشش اجباري سر كافر هستم. اعتقاد به آزادي بيان و عقيده دارم، اعتقاد به ازادي در انتخاب دارم. قرائت فاشيستي از دين را حرام مي دانم. حتي اگر با ولايت فقيه مطلقه همسو نباشد، بايد اجازه سخن داده بشود. كسي كه در عموم با دين مردم ستيز مي كند و شرابخواري را مي خواهد به جامعه تحميل كند و يا فساد و يا روزخواري را تظاهر كند ويا بخواهد اعتقادات مردم را مسخره كند، را بايد جلو گيري كرد. كسي كه اصل انتخاب و اختيار كه همان دموكراسي است بخواهد نابود كند بايد جلوي وي را گرفت ولي براي نماز، جهاد، حج و حجاب نبايد قانون زور در برگزاري آن قرار داد. قانون نبايد به حريم خصوصي و انتخاب مردم تجاوز كند. اگر نيمي از جمعيت با حاكميت بيعت نكنند و يا در انتخابات سرتاسري كشور شركت نكنند، ايا اين حكومت فاقد مشروعيت و مقبوليت مي شود و رفراندوم واجب مي گردد؟
    آقاي ابطحي شخص مؤمن و مردمي است و تلاش مي كنند كه اصلاحات با ظلم برخورد شديد كنند ولي اصلاحات در خود هيچ گونه قدرت نشان نمي دهد و نه فقط براي بسيج مردم كوششي نمي كند بلكه در مقابل مردم با سلاح محافظه كاران ايستادگي مي كند.
    اگر در اسلام شيعي واقعا براي روحانيت حق ويژه و حاكميت ويژه دستور داده شده است و نفر اول مملكت نبايد هر چند سال با راي مستقيم مردم انتخاب بشود، سئوال اينجا است كه چرا پيامبر خدا (ص) با بيعت مستقيم تك تك مردم حكومت تشكيل داد؟ چرا امام علي (ع) رهبريت حكومت را بر درخواست مردم قرار داد؟ آيا اميدي هست در اين جمهوري اسلامي، حداقل ولايت فقيه در هر چند سال يكبار با انتخاب مستقيم مردم حاكم قرار بگيرد؟ البته اين سخنان شايد در تفكر امروزي شيعي كفر محسوب شود و حق حاكميت و حاكم شدن بر مردم را مستقيم ندانند. ولي مطمئن هستم كه نظر برخي علماي اسلام شناس چيز ديگري است. آيا حكومت بايد براي مردم انتخاب كند و نظارت استصوابي عمل اسلامي است؟ آيا فقط قدرت حكومت مي تواند به افراد حق كانديد شدن را بدهد و تفكر مردم مهم نيست؟ حق كانديد شدن امروز از راه هاي نظرسنجي صورت مي گيرد. در نظر سنجي كه در وبلاگ انجام دادم، براي بنده ثابت شد كه خانم شيرين عبادي نفر اول قرار گرفت و اگر احترام براي افكار عمومي و خواسته مردم و عقيده به نظرسنجي داشته باشد بايد خود را كانديد قرار بدهند. ولي مشكل اينجاست كه برخي ميگويند زن نمي تواند كانديد بشود و اگر هم اجازه به جامعه زنان بدهند، افراد محبوب مردم از نظارت استصوابي نمي توانند كانديد قرار بگيرند. اگر اجازه نظرسنجي آزاد مي شد مي توانستيم ببينيم چه فردي را مردم در ايران رئيس جمهور مي خواهند، ولي ايا حكومت موافقت مي كند؟ ايا اجازه مي دهد نظر مردم بيان شود و اسامي همه شخصيتهاي اجتماعي مورد نظرسنجي قرار بگيرد؟ ايا به دانشجويان اجازه داده مي شود نظرسنجي بكنند؟ فكر نمي كنم اينچنين باشد و اگر حتي در مورد كانديد شدن خانمي نظرسنجي بشود بايد در اتاق معجزه جواب بدهند. البته جسارت مي شود مشكلات را بيان كنم و خود بهتر مي دانيد مشكل و بحران دين در مقابل آزادي امروز چگونه است. فقط سئوالي كه دارم اين است كه آيا واقعا قرائت ديني حاكم، همان قرائت ديني فقه شيعي است؟ همان قرائتي كه آروزي آزادي و شرافت را در آن داشتم؟ چگونه شده است كه بجاي پناه آوردن به دين، بايد از قرائت ديني حضرات فرار كنيم؟ چرا بحران متفكران جامعه در اين چند سال پيش ثابت كردن اين بوده است كه دين با حقوق بشر تضادي ندارد، ولي در عملكرد روحانيت حاكم اين تضاد بطور مطلق مشخص و بيان است. يك زماني متفكران براي ازادي مردم از دين سخن مي گفتند و امروز براي ازادي مردم از حقوق بشر سخن مي گويند!
    براي مشروعيت بخشيدن به رفراندوم از جنابعالي سئوال مي كنم كه پاسخ شفافي را عنايت فرمايد و در مورد وبلاگ نويسان نيز ديدگاه خود را بيان فرماييد و ايا با كانديد شدن يك زن براي رياست جمهوري مواقف هستيد يا اينكه زنان حق كانديد شدن ندارند؟
    از صميم قلب آرزوي سلامتي و طول عمر براي شما دارم
    فرزند كوچك شما حسين خداداد

     

Post a Comment

<< Home