Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Sunday, January 09, 2005

چه كسي به اصلاحات ايمان دارد؟


چه كسي به اصلاحات ايمان دارد؟
در فكر بودم چرا اصلاح طلب ها اين همه مردم را حرص مي دهند و خود ايمان و باور به اصلاحات ندارند؟ چرا خود اعتماد كامل به اصلاحات ندارند؟ اصولا هر حركتي بايد از افرادي كه حركت را شروع مي كنند اغاز كنند. اصلاحات در درجه اول بايد افكار و عمل كرد خود را اصلاح مي كردند. اعتماد سازي اصلاحات نه در بين خود سران اصلاح طلب ديده مي شد و نه اعتمادي به مردم نشان داده شد. حتي در روز هاي آخر مرگ نتوانستند از رفراندوم و اعتماد سازي به مردم طرفداري كنند. واقعيت اين است كه حتي به حركت دانشجويان و اعتقادات جوانان بي اعتماد هستند. فقط هنگامي ايمان و باور داشتند كه قدرت آنها را مستقيم تحت فشار قرار داد. هر شخصي كه ديد كيهان و قوه قضاييه به او حمله كردند، تازه كمي به اصلاحات باور پيدا كرد. اين از ديدگاه اعتماد به اصلاحات واز ديدگاه مردمسالاري نيز در عمل ثابت كردند، خود هيچ اعتقادي به مردمسالاري ندارند و با پسوند ديني سعي در تخريب اصل مردمسالاري شدند، زيرا باور قلبي به مردمسالاري ندارند. تا ديروز آنها به مردم خط مي دادند، چگونه مي شود امروز مردم خط بدهند؟ كدام يك از افراد اصلاح طلب ها توانست مردم سالاري را عملي كند؟ حقوق بشر كه سعي كردند با پسوند حقوق بشر اسلامي اصل موضوع را به دلخواه قدرتمداران تغيير بدهند
اصلاحات حتي موفق نشد در خود و در احزاب خود اصلاحات را بوجود بياورد. همان طرح قبلي و حركت قبلي فقط با اين تفاوت كه بين افراد بيشترقدرت تقسيم شود. يعني همان تفكر رفسنجاني است كه دو گروه حاكم باشند. اصلاحات حكومتي، با رهبري حضرت مقام رهبري و همين قانون اساسي و نمايندگان رهبري مشكلي نداشته است. تنها مشكل آنها زنداني كردن دوستان خودي بوده است و نظارت استصوابي كه دوستان حق مشاركت در قدرت را پيدا نمي كردند. و هدف اصلي فقط تقسيم همين روش حكومت در دو جناح است. ايا هدف مردم، از شعار و راي به اصلاحات همين بود كه در اين استبداد ديني درگيري و جناح بندي افزايش پيدا كند؟ اگر همين روش حكومت داري صحيح است پس يك جناحي و يكدست بودن حكومت بهتر است. ديدگاه ملت خيلي حق است و تفكر اكثريت بهتر درك واقعيت را دارند تا افرادي كه فكر مي كنند مي توانند سخن خود را براي مردم ديكته كنند.
بنده تا امروز از سران اصلاحات درخواست مي كردم كه حركت كنند و جلوي استبداد را بگيرند. بايد تفكر سران تغيير پيدا بكند. ولي همه اين حرف ها درست ولي مشكل من و شما هستيم. هميشه آرزو داريم شخصي سخن دلمان را بيان كند. هميشه دنبال اين و ان هستيم. اگر سران اصلاحات به اصلاح ايمان ندارند اصلا به ما مربوط نيست. ايا من خودم به اصلاحات ايمان دارم؟ اگر يك نفر واقعا ايمان داشته باشد مي تواند اصلاحات را به تمام ايران برساند. بجاي درخواست ترحم و سخن با اقايان چرا خود حركت نمي كنيم؟ من نيز هميشه انتظار دارم اقايان حركتي بكنند و به داد ما برسند. ولي ديگر كافي است از درخواست از اين و ان. من خودم و شما خودتان بايد اقدام كنيم. اگر سخن من و شما حق باشد و صبر و استقامت نشان بدهيم پيروز مي شويم. ما ياد گرفته ايم از حضرات هميشه التماس ازادي و حقوق بشر بكنيم در حاليكه خود بايد اقدام كنيم. اگر براي حقوق بشر قيام كنيم شايد 10 نفر اولي را زندان كنند، شايد 50 نفر ديگر را زندان كنند ولي هنگامي كه مردم ايمان به اصلاحات پيدا كنند و بدانند خود بايد آنرا به حركت در بياورند ديگر نه ديكتاتوري و نه استبداد بر كشور حاكم مي گردد. ما بايد به خودمان ايمان پيدا كنيم. شريعتي در حاليكه تنها بود ولي حركت وي باعث انقلاب شد. آقاجري در حاليكه ايمان به سخنان شريعتي داشت حركت عظيمي بوجود آورد. ما تازه مي فهميم شريعتي و آقاجري چه مي گويند

من كي هستم؟ من هيچ چيزي نيستم. هيچ چيزي وجود ندارد. هر چيزي كه مي بينيم واقعيت ندارد زيرا وجود و هستي ندارد. اول بايد خودمان را بشناسيم تا انقلاب فكري اول در خودمان بوجود بياوريم. بايد درك كنيم كه هيچ نوع هستي وجود ندارد. هر چيزي كه مي بينيم و يا احساس مي كنيم وجود ندارد. فقط خدا هستي است و فقط خدا وجود دارد. هر چيزي كه مي بينيم از هستي خداست و نمايش قدرت خداست. من و شما در واقعيت وجود نداريم و تنها چيزي كه وجود دارد خدا است. اگر خود را مي بينيم، اگر زمين و اسمان را مي بينيم، در واقع فقط خدا را مي بينيم. انسان هستي را از خدا دارد. انسان خليفه خداست. ما با پيامبران فرقي نداريم. نزول فرشته باعث اعتماد به نفس و ايمان آنها نگشت بلكه به خود ايمان پيدا كردند و خود را شناختند. هر فرد قدرت آنرا دارد كه تمام جهان را تغيير بدهد چون هستي الهي در وجود او قرار دارد. ما اگر خود را بشناسيم ، خداي خود را مي شناسيم. ايمان به خود بايد پيدا كرد و دست ترحم را بسوي اين و آن دراز نكنيم. خود بايد حركت كنيم و بدانيم كه هر شخصي كه به هدفي رسيد اول به خود ايمان پيدا كرد. ما اگر ايمانمان به اقاي خاتمي و يا شخص ديگري باشد، هزاران سال به هدف نمي رسيم. مي بينم كه من و ديگران دست به سوي اين و آن دراز مي كنيم و از آنها انتظار داريم كمك و ياري بكنند تا از اين استبداد خارج بشويم ولي هيچ وقت فكر آنرا نكرديم كه خودمان بايد جلوي استبداد را بگيريم. در انقلاب باور داشتيم كه شاه بايد برود و امروز اگر باور پيدا كرديم كه خامنه اي برود، پيروز مي شويم. فكر مي كنيم با نبودن مرتضوي و شريعتمداري و يا شخص خامنه اي تمام ظلم به پايان مي رسد ولي واقعيت اين است كه تا به خود ايمان پيدا نكنيم و دست خود را بسوي ديگران دراز كنيم، مطمئن هستم كه استبداد ديگري و زورگوي ديگري حاكم مي گردد
پس از خود شروع كنيم و بدانيم هيچ ملتي تغيير نمي كند مگر اينكه خود را تغيير بدهد

1 Comments:

  • At 1:49 pm, Blogger khizesh said…

    با سلام
    ?ک برنامه کودکن وجود دارد به نام "هفت ه?ولا? کوچک" که با نامها? ?ک، دو، سه، چهار، پنج، شش و هفت نام?ده م?شوند و برادر و خواهر هم هستند...?کبار "چهار" آرزو کرد کاش خواهر و برادر? نداشت، وقت? م?خواب?د آرزو?ش را ستاره ا? شن?د و برآورده کرد، فردا?ش که ب?دار شد، تنها در اُتاق خوابش بود! صبحانه مادرش "چهار" عدد کلوچه برا?ش آورد! وقت? خواست برود ب?رون "چهار" لباس برا? پوش?دن ب?شتر نداشت! وقت? م?خواست کلاس رقص برود "چهار" حرکت ب?شتر وجود نداشت! وقت? م?خواست به خانه برگردد اگر "چهار" بار زنگ درب را نم?زد، مادرش نم?شن?د و جواب ن?مداد! خلاصه خودش از ا?ن دن?ا? "چهار" گانه افراط? به ستوه آمد...با?د به تمام?ت خواهان ثابت کرد زندگ? "چهار" تائ? شان، خودشان را هم از پا درخواهد آورد، د?ر ?ا زود چرا که ر?است "چهار" و "سه" و "هفت" و...به تنهائ? ه?چکُدام اله? ن?ستند بلکه همه با هم هستند که اله? م?باشند.
    موفق باش?د

     

Post a Comment

<< Home