Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Tuesday, January 11, 2005

پاسخ اقاي شيخ منتظري


پاسخ اقاي شيخ منتظري
نامه به آيت الله منتظري در سايت محترم گويا
پاسخ ايت الله منتظري

آقاي شيخ منتظري، نظر فقهي شما در مورد رفراندوم چيست؟
با نهايت احترام و آرزوي طول عمر براي جنابعالي، اينجانب در باره نظام جمهوري اسلامي سئولاتي دارم كه اگر باعث فشار بيشتر استبداد براي جنابعالي نشود مرا ارشاد فرماييد
حركت مردمي و انقلاب اسلامي حركت براي آزادي و پيشرفت ايران، همراه نداي اسلام بوجود آمد و همه ايرانيان را شاد كرد. تا آن روز فكر مي كرديم كه بهترين قرائت ديني را در جهان داريم و فقه شيعي تنها راه نجات مردم است. اين تفكر با قرار گرفتن آقاي خامنه اي بر قدرت ولايت، آنرا تبديل به يك حكومت استبداد از نوع ديني كرد. حال ايا تفكر شيعي ما و فقه شيعي باعث بروز و رشد استبداد شده است و يا تفكر سلطنت كه سالها كشور ما را تاريك كرده بود،‌ باعث اين نوع حكومت شده است، ‌را نمي دانم. چيزي كه امروز نمي شود منكر آن شد، پناه و رشد جامعه به حقوق بشر است. يعني يك زماني از دست ظالمان به روحانيت پناه مي برديم و امروز از دست ظلم برخي روحانيت بايد به حقوق بشر پناه بياوريم. جنابعالي دو سال پيش در ايران رفراندوم را مطرح كرديد و اصلاح طلب ها نيز در مجلس بحث رفراندوم را كردند و همچنين دانشجويان در اين حركت اقدام كردند. ولي مانند هميشه سران اصلاحات هنگامي كه مسئله ايي بايد عملي شود، يكباره سكوت مي كنند ( براي مثال خروج از حاكميت، دولايحه رئيس جمهور، انتخابات استصوابي كه سران خود بيشتر عليه نظريه خود شركت كردند). همين برخورد با وبلاگ نويسان كه نشان دادند كه سران اصلاح طلب نمي توانند با استبداد برخورد كنند، و حتي به مردم اجازه نمي دهند كه با حركت دانشجويان و مردمي با استبداد برخورد كرد. حركت رفراندوم نيز اولين گروهي كه مقابل اين ايستادگي كردند، همين سران اصلاح طلب بودند. با اين برخوردها و جلوگيري از تغيير آرام و از دورن چگونه مي شود به آزادي و اهداف اوليه انقلاب رسيد؟
روشنفكران جامعه مشكل را در قرائت ويژه از دين كه مقام ويژه براي ولايت و حاكميت فقهها دارد زير سئوال مي برند و مي گويند كه در اسلام روحانيت حق حاكميت ويژه نبايد داشته باشد. همگي مي دانيم كه نسل امروز و مردم ايران با قانون اساسي و نقش ولايت فقيه مطلقه مشكل اساسي دارند. سيزده جواب به سيزده سؤال در مورد فراخوان رفراندوم، نوشته اقاي محسن سازگارا، توضيح كاملي براي رفراندوم داده اند. نوشتار آقاي كاوه شيرازد، چرا مي گوييم نظام اصلاح پذير نيست و چرا مي گوييم رفراندوم، صحبتي با دوستان اصلاح طلب، نيز روشن مي سازد كه مشكل قانون اساسي و اصلاح طلبي در ايران چيست. اين نوشتار ثابت مي كنند كه به رفراندوم احتياج داريم. براي مردم ايران مشخص نشده است كه آيا شما با اين فراخواني رفراندوم موافق هستيد يا مخالف. آيا مي توان به انتخابات نيم ازاد حكومت دلبستگي پيدا كنيم؟ آيا انحصار در قرائت ديني باعث اين بحران شده است؟ شما از روز اول اصلاحات فرموديد به رئيس جمهور كه نمي تواند كار بكند و به قدرت بيشتري احتياج دارد. اين سخن شما بعد از چند سال به نتيجه رسيد و رئيس جمهور خواستار قدرت بيشتري شد. البته خود بعدا اين خواسته را پس گرفتند. تمام روش و سخنان خود را مستقيم و غير مستقيم پس گرفتند و به درد مصلحت انديشي دچار شدند. نظام ديگر مردم ايران نيست بلكه طبقه خاص از مردم است كه براي منافع آنها بايد مصلحت كاري كرد. نظام مردمي را قرباني قدرت چند روحاني در شوراي نگهبان، مجلس خبرگان و ولايت فقيه مطلق كرده اند. شما چگونه فكر مي كنيد كه مي شود از اين انحصار قدرت طلبي حضرات خارج بشويم و ايا مشكل ما قرائت ديني حاكم است؟ شفاف عرض مي كنم كه بنده به قرائت زور و اجبار كافر هستم. به قرائتي كه اعتقادات ديني و احكام ديني را با زور نظامي و دادگاه بخواهد پياده كند كافر هستم. به پوشش اجباري سر كافر هستم. اعتقاد به آزادي بيان و عقيده دارم، اعتقاد به ازادي در انتخاب دارم. قرائت فاشيستي از دين را حرام مي دانم. حتي اگر با ولايت فقيه مطلقه همسو نباشد، بايد اجازه سخن داده بشود. كسي كه در عموم با دين مردم ستيز مي كند و شرابخواري را مي خواهد به جامعه تحميل كند و يا فساد و يا روزخواري را تظاهر كند ويا بخواهد اعتقادات مردم را مسخره كند، را بايد جلو گيري كرد. كسي كه اصل انتخاب و اختيار كه همان دموكراسي است بخواهد نابود كند بايد جلوي وي را گرفت ولي براي نماز، جهاد، حج و حجاب نبايد قانون زور در برگزاري آن قرار داد. قانون نبايد به حريم خصوصي و انتخاب مردم تجاوز كند. اگر نيمي از جمعيت با حاكميت بيعت نكنند و يا در انتخابات سرتاسري كشور شركت نكنند، ايا اين حكومت فاقد مشروعيت و مقبوليت مي شود و رفراندوم واجب مي گردد؟
آقاي ابطحي شخص مؤمن و مردمي است و تلاش مي كنند كه اصلاحات با ظلم برخورد شديد كنند ولي اصلاحات در خود هيچ گونه قدرت نشان نمي دهد و نه فقط براي بسيج مردم كوششي نمي كند بلكه در مقابل مردم با سلاح محافظه كاران ايستادگي مي كند
اگر در اسلام شيعي واقعا براي روحانيت حق ويژه و حاكميت ويژه دستور داده شده است و نفر اول مملكت نبايد هر چند سال با راي مستقيم مردم انتخاب بشود، سئوال اينجا است كه چرا پيامبر خدا (ص) با بيعت مستقيم تك تك مردم حكومت تشكيل داد؟ چرا امام علي (ع) رهبريت حكومت را بر درخواست مردم قرار داد؟ آيا اميدي هست در اين جمهوري اسلامي، حداقل ولايت فقيه در هر چند سال يكبار با انتخاب مستقيم مردم حاكم قرار بگيرد؟ البته اين سخنان شايد در تفكر امروزي شيعي كفر محسوب شود و حق حاكميت و حاكم شدن بر مردم را مستقيم ندانند. ولي مطمئن هستم كه نظر برخي علماي اسلام شناس چيز ديگري است. آيا حكومت بايد براي مردم انتخاب كند و نظارت استصوابي عمل اسلامي است؟ آيا فقط قدرت حكومت مي تواند به افراد حق كانديد شدن را بدهد و تفكر مردم مهم نيست؟ حق كانديد شدن امروز از راه هاي نظرسنجي صورت مي گيرد. در نظر سنجي كه در وبلاگ انجام دادم، براي بنده ثابت شد كه خانم شيرين عبادي نفر اول قرار گرفت و اگر احترام براي افكار عمومي و خواسته مردم و عقيده به نظرسنجي داشته باشد بايد خود را كانديد قرار بدهند. ولي مشكل اينجاست كه برخي ميگويند زن نمي تواند كانديد بشود و اگر هم اجازه به جامعه زنان بدهند، افراد محبوب مردم از نظارت استصوابي نمي توانند كانديد قرار بگيرند. اگر اجازه نظرسنجي آزاد مي شد مي توانستيم ببينيم چه فردي را مردم در ايران رئيس جمهور مي خواهند، ولي ايا حكومت موافقت مي كند؟ ايا اجازه مي دهد نظر مردم بيان شود و اسامي همه شخصيتهاي اجتماعي مورد نظرسنجي قرار بگيرد؟ ايا به دانشجويان اجازه داده مي شود نظرسنجي بكنند؟ فكر نمي كنم اينچنين باشد و اگر حتي در مورد كانديد شدن خانمي نظرسنجي بشود بايد در اتاق معجزه جواب بدهند. البته جسارت مي شود مشكلات را بيان كنم و خود بهتر مي دانيد مشكل و بحران دين در مقابل آزادي امروز چگونه است. فقط سئوالي كه دارم اين است كه آيا واقعا قرائت ديني حاكم، همان قرائت ديني فقه شيعي است؟ همان قرائتي كه آروزي آزادي و شرافت را در آن داشتم؟ چگونه شده است كه بجاي پناه آوردن به دين، بايد از قرائت ديني حضرات فرار كنيم؟ چرا بحران متفكران جامعه در اين چند سال پيش ثابت كردن اين بوده است كه دين با حقوق بشر تضادي ندارد، ولي در عملكرد روحانيت حاكم اين تضاد بطور مطلق مشخص و بيان است. يك زماني متفكران براي ازادي مردم از دين سخن مي گفتند و امروز براي ازادي مردم از حقوق بشر سخن مي گويند!
براي مشروعيت بخشيدن به رفراندوم از جنابعالي سئوال مي كنم كه پاسخ شفافي را عنايت فرمايد و در مورد وبلاگ نويسان نيز ديدگاه خود را بيان فرماييد و ايا با كانديد شدن يك زن براي رياست جمهوري مواقف هستيد يا اينكه زنان حق كانديد شدن ندارند؟
از صميم قلب آرزوي سلامتي و طول عمر براي شما دارم
فرزند كوچك شما حسين خداداد


بسمه تعالي
پس از سلام اين جانب نظر خود را در رابطه با حاكميت و نقش اساسي آراء ملت در انتخاب آن و تعيين مدت و شرايط آن و نظارت مستمر بر رفتار آن در نوشته هاي خويش به جنابعالي و ديگران نوشته ام، و بسياري از نقدها و گلايه هاي شما را اين جانب نيز به وضع موجود دارم، ولكن لا راي لمن لايطاع. ان شاءالله موفق باشيد
1383/10/21
آيت الله منتظري


جديدترين نوشتار را در سايت گويا بخوانيد حقوق يكطرفه روحانيت


1 Comments:

  • At 11:18 am, Anonymous Anonymous said…

    من كه نفهميدم بلاخره ايشان با رفراندوم موافق است يا مخالف. اقاي خداداد لطفا توضيح بدهيد

     

Post a Comment

<< Home