Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Thursday, January 27, 2005

چرا دكتر شريعتي ضد آخوند ها بود؟


چرا دكتر شريعتي ضد آخوند ها بود؟
شكي نيست كه استاد شريعتي روشنفكر ديني بود و معلم انقلاب قرار گرفت. اگر شريعتي نبود، انقلاب اسلامي بوجود نمي آمد. چگونه مي توانستيم با تفكر آخوندهاي متحجر به انقلاب برسيم؟ هرگز با تفكر حضرات نمي توانستيم به هدف ازادي و انسانيت برسيم. دكتر شريعتي اسلام منهاي روحانيت را بوجود آورد. مشكل اساسي اسلام، روحانيت هستند. ولي افرادي كه تفكر روحانيت دارند ولي لباس روحانيت ندارند خيلي فاسدتر و متحجرتر هستند. اگر مي خواهيم به اسلام برسيم بايد دستگاه تحجر كنار برود. استبداد را در رگ و خون قرار داده اند. فقط يك تفكر فاشيستي نيست، فقط يك تفكر خرافات نيست بلكه جلوي اسلام ايستاده اند. با نام دين بزرگترين ضربه را به دين مي زنند. متاسفانه اسلام را طوري به ما آموخته اند كه بدون روحاني،‌ اسلام وجود ندارد و بقاي اسلام بدست روحانيت است. ولي واقعيت برعكس است. روحانيت ضد اسلام هستند. بنده عالم نيستم و مرا نيز نمي توان در گروه روشنفكران قرار داد. ولي يك حقيقت را نمي شود منكر بود كه بنده مسلمان هستم و مي دانم اسلام بايد از تحجر نجات پيدا كند. روحانيت نشانه تبعيض است. افرادي كه به مذهب بعنوان يك نژاد فاشيستي توجه مي كنند موفق شدند تفكرجامعه را از تفكر پيامبران و امامان را بطور مطلق جدا سازند. امامان هيچ وقت مانند امروز يك روحاني نبودند. پيامبران نيز اگر امروز بودند اول با دستگاه روحانيت مبارزه مي كردند. براي رسيدن به دين بايد از مدار روحانيت جدا شد
تمام بدبختي و نارسايي زير سر روحانيت است. روحانيت مي خواهد از محبوبيت شريعتي هميشه براي خود استفاده كنند. چگونه مي شود افرادي كه حتي در لباس پوشيدن تحجر و تبعيض را بر تن ميكنند بتوانند عالم ديني قرار بگيرند؟ هربار تكرار كرده ام و سالها اين را بيان مي كنم كه پيامبر و امامان مانند مردم زمان خود لباس پوشيدند و لباس ويژه براي عالم ديني، ضد اسلام و توهين به روش اسلام است. مطهري و افراد ديگر بنيانگذار حسينيه ارشاد بودند. ولي زماني كه استاد شريعتي وارد ميدان شد، همگي كوچك شدند و سالن آن پر جمعيت شد. حسادت مطهري و ديگر افراد از استاد شريعتي اين بود كه چرا مردم بيشتر دنبال اسلام شريعتي هستند! مطهري با شريعتي مخالفت شديد كرد و مي دانيم كه تمام دستگاه روحانيت حتي تا به امروز از نام دكتر شريعتي تنفر دارند. دكتر اين بت ساختگي مقدس نماها را شكست. همانطور كه پيامبران بت اين دستگاهاي روحانيت را مي شكستند. مسيح نيز با عالمان ديني مبارزه كرد. پيامبر اسلام اگر چه سواد خواندن و نوشتن نداشتند ولي بت مقدس نماها را شكستند. مبارزه پيامبر فقط با مشركين نبود، بلكه يكي از سخت ترين جهاد ها و جنگ ها عليه عالمان ديني بود. در آن روز هنوز دستگاهاي روحانيت در اديان ديگر بودند و بعد از پيامبر، امامان مجبور شدند با عالمان ديني بجگند. جنگ امام علي با خوارج در واقع جنگ با متحجران بود كه هر يك از خوارج خود را عالم ديني تصور مي كردند. فكر مي كنم سخت ترين جهاد امام علي عليه اين خوارج بود و جرات كشتن اين افراد را فقط امام علي داشتند
جنگ دكتر شريعتي با دستگاه فاشيستي روحانيت، يك جنگ روشنفكر ديني با عالم اسلامي نبود بلكه جنگ نجات دين از دست مستبدان ديني بود. بعضي مي گويند جنگ تفكر يك غربزده با دوتا ملا و روضه خوان بود.دكتر شريعتي شخصي است كه عالمان دستگاه روحانيت و مجلسي ها را نقد كرد. در آن زمان چون دستگاه ظلم پادشاهي حاكم بود و استاد شريعتي در اين مبارزه تنها قرار گرفته بود، سعي و كوشش مي كرد روحانيت را آرام آرام با اسلام آشنا كند، ولي روحانيت خود را اسلام مطلق مي داند. يك كلمه عليه مطهري نگفت ولي مطهري بارها و بارها مستقيم و غير مستقيم با تفكر دكتر شريعتي مبارزه كرد. از يك طرف از تفكر استاد شريعتي تعريف مي كرد ولي با ديدن مركزيت قرار گرفتن دكتر، شروع به نقد ايشان مي كرد. جمعيت مردم و نام دكتر شريعتي، دانشگاه تهران را تكان مي داد. نام شريعتي باعث حركت و انقلاب بود. مرحوم خميني تا قبل از انقلاب فقط بعنوان يك فردي بود كه مخالف شاه بود، شناخته مي شد. كتابهاي مرحوم خميني باعث انقلاب نشد. با نام وي انقلاب صورت گرفت و شكي در آن نيست. اتحاد نيروي عليه شاه دنبال رهبريتي مي گشت تا بتواند حكومت حاكم را بر چيند. با كتاب شريعتي و فقط نام مرحوم خميني انقلاب بوجود آمد. عكس مرحوم خميني بر دست بود و سخنان شريعتي در قلب قرار گرفته بود. اگر واقعيت را بخواهيم توجه كنيم، مردم به اسلام دكتر شريعتي لبيك گفتند نه به اسلام دستگاه روحانيت. ولي در آن روز ديگر شريعتي ميان مردم نبود. شناخت و فرق بين شريعتي و دستگاه روحانيت روشن نبود. بعد از سالهاي سال امروز با ديدن حكومت آخوندها، تازه بفكر استاد و معلم انقلاب افتاديم. در اين چند سال مي بينيم كه كتابهاي شريعتي دوباره در دست و زبان جوانان و بخصوص دانشگاهيان قرار گرفته است. تا بنده و امثال من نامي از دكتر شريعتي مي بريم، ما را منحرف و دشمن مي نامند! ولي اينچنين نيست
تمام نارسايي ها و بدبختي و كج فهمي ديني از دستگاه روحانيت ريشه مي گيرد. دكتر شريعتي اسلام را مانند سلمان فارسي شناخت و دين را منهاي روحانيت آغاز كرد. در آن روز شريعتي تنها بود و كسي باور نمي كرد اسلام بودن عمامه و روضه خواني وجود داشته باشد. اسلام را عمامه سفيد و سياه قرار دادند ولي شريعتي اسلام را بدون عمامه قرار داد. شريعتي كسي بود كه دستگاه روحانيت را بهتر از هر فرد ديگري مي شناخت. مي دانست كه اين دستگاه از دين، يك تاج پيامبر- قدرت مطلق- درست كرده اند و آنرا بصورت عمامه بر سر نهاده اند. شريعتي فقط با دوتا روضه خوان مخالف نبود بلكه تفكر آخوندهاي بزرگ را تغيير داد. اگر مطهري سخنان تازه و جالبي دارد، علتش استفاده از تفكرامثال شريعتي است. مطهري اگر تماس مستقيم با شريعتي نداشت و با تفكر بازرگان و طالقاني آشنا نمي شد، ايا مطهري رشدي پيدا مي كرد؟ مطهري سعي و تلاش كرد اسلام روحانيت را با پله هاي شريعتي بالا بياورد. اختلاف شديد مطهري و شريعتي به اوج خود گرفت. حتي مطهري از بازرگان استفاده كرد تا بگويد شريعتي نفر اول نبود. بازرگان اول با مطهري همصدا شد و در نقشه مطهري شركت كرد ولي بعد از نامه اي كه معروف است، باز نامه ديگري نوشت كه بسيار خواندني است.
روحانيت مستبد حتي بازرگان را نابود كردند. اين دستگاه در حسادت و قدرت طلبي حتي افراد روحاني ديگر انديش را براي رسيدن به قدرت مطلق خود كنار زدند. ولي هر فرد روحاني تربيت شده اين دستگاه است و خيلي كم هستند افرادي كه مي توانند از تفكر قدرت مطلق روحانيت، واقعا جدا بشوند. راهي براي فرار قرار نداده اند. يا با دستگاه روحانيت موافق هستيد و يا دشمن اسلام قرار مي گيريد. نمي شود هم مسلمان بود و هم مخالف دستگاه روحانيت. اسلام را در كلمه روحانيت و عمامه تفسير كرده اند. شريعتي اسلام را در عمامه حضرات خلاصه نمي كرد بلكه براي رسيدن به دين با روحانيت مبارزه مي كرد

نوشتار قبلي در مورد همين مطلب

قيام دكتر شريعتي براي اصلاح ديني



12 Comments:

  • At 2:54 pm, Anonymous Anonymous said…

    شريعتي و مطهري از نگاه يكديگر را در شرقيان بخوانيد
    http://www.sharghian.com/mag/archive/005683.html
    فكر مي كنم اين بتواند در اين بحث كمك فراواني بكند

     
  • At 5:44 pm, Anonymous Anonymous said…

    شجاعت شما قابل تحسين است . حكم اعدام براي اين سخنان صادر مي كنند، فراموش نكنيد

     
  • At 12:05 am, Anonymous Anonymous said…

    گل گفتي استاد. فكر مي كنيد حتي به زنان اجازه كانديد شدن بدهند
    فكر نميكنم

    به وبلاگ ما هم سر بزنيد

     
  • At 12:33 am, Blogger اسلام و حقوق بشر said…

    به سايت اسلام و حقوق بشر نيز بيايد و نظر بدهيد

     
  • At 12:26 pm, Anonymous Anonymous said…

    بسمه تعالي
    شريعتي ننگ اسلام است. شريعتي ايدئولوگ انقلاب نبود و كسي كتابهاي شريعتي را نمي شناخت. امام خميني ايدئولوگ انقلاب بود. كتابهاي امام خميني بخصوص كتاب ولايت فقيه و ايدئولوژي امام خميني باعث انقلاب شد. مردم حتي بيشتر از زمان انقلاب عاشق روحانيت هستند. شرايط انقلاب، داشتن رهبري است، داشتن ايدئولوژي، روحيه پرخاشگري، و ناراضي بودن. شريعتي مردم را به تسليم در مقابل ظلم دعوت مي كرد، درحاليكه امام خميني مردم را به پرخاشگري عليه ظلم دعوت مي كرد. شما بجاي نوشتن برويد و مطالعه كنيد

     
  • At 5:18 pm, Anonymous Anonymous said…

    ghomi motefakerand andar rahe din
    ghomi be goman fetade dar rahe yaghin !

    mitarsam az anke bang ayad roozi
    kay bikhabaran rah na anast o na in !

    Kochik hame!
    O. Khaiyam

     
  • At 6:06 pm, Blogger douranegozar2 said…

    شر?عت? ضد آخوند نبود . ا?ن اتهام بزرگ را آنان? م?زنند که بعد ها و در ا?ام پس از انقلاب نت?جه تفکرشان را در امثال فرقان د?د?م . نه موافق بدون ق?د و شرط بود و نه ضد دستگاه حوزه . او اتفاقا ب?شتر?ن ب?م و ام?دش از هم?ن حوزه ها بود . اما تفک?ک م?کرد م?ان روحان? و عالم د?ن . روحان? را دست? برا? گرفتن م?دانست و دست? برا? بوس?دن و عالم اسلام? را در مناره در کو?ر? چون طالقان? و امثال او جستجو م?کرد . ا?ن گونه سخن گفتن از شر?عت? در زمانه ا? که او از طرف? به تفکر فاش?ست? متهم است (از طرف سکولارها و روشنفکران د?ن? غ?ر ا?دئولوژ?ک) و از طرف? به ب? د?ن? (از طرف سنت گرا?ان مصلحت اند?ش) جز ضربه زدن به شر?عت? نت?جه ا? ندارد . شرمنده که ا?نقدر واضح سخن گفتن . به روح پر فتوح معلم شه?د دکتر شر?عت? درود

     
  • At 1:12 pm, Anonymous Anonymous said…

    شريعتي ضد آخوندها نبود، آخوندها ضد شريعتي هستند

     
  • At 1:39 pm, Anonymous Anonymous said…

    آفر?ن . او همواره م?گفت ب?شوا? من مصدق کب?ر است . نام? از خم?ن? نم? برد. روحش شاد که ا?ن جماعت را شناخته بود

     
  • At 2:18 pm, Anonymous Anonymous said…

    واقعا شريعتي نامي از خميني نبرد چرا؟ چرا فقط از مصدق نام مي برد

     
  • At 1:19 pm, Anonymous سلام said…

    روحانيت و عوام، دو فرقه، تبعيض عميق است من و تو اين تبعيض را عميقا احساس مي كنيم نيازي به انكار نيست ، تبعيض در اسلام جايي ندارد

     
  • At 8:11 pm, Anonymous Anonymous said…

    دوست عزیز اسلام واقعی که شما از آن حرف میزنید سرابی بیش نیست. شریعتی فقط باعث سقوط جامعه تحصیلکرده به دامان خمینی شد همین و بس.

     

Post a Comment

<< Home