Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Thursday, January 27, 2005

قيام دكتر شريعتي براي اصلاح ديني، حسين خداداد


قيام دكتر شريعتي براي اصلاح ديني، حسين خداداد
به نام خدا

دست زدن به اصلاح ديني مشكل ترين پديده در نهاد دين است. از آنجا كه دايره دين بيشتر تقليدي بيان مي شود و نمي توان مطلبي را زير سئوال برد و سالم ماند نشان مي دهد كه دين را به حالت تقليدي و قبول چشم بسته پذيرفته ايم.

پيامبران در جهت اصلاح ديني قدم برداشتند و باز زمان نشان داده است كه انسان از وجهه اصلي دين هميشه قرائتهايي بدور از منطق و عقل بوجود مي آورد. ديني كه امروز در دست ماست با فرهنگهاي مختلف و تفكرات مختلف و احاديث كذب نقش بسته است. تنها سند واقعي در دست مسلمانان قران كريم است ولي متاسفانه نمي گذارند برگشت به قران شود. قران كريم، مظلوم در دست افراد افتاده است. ديگر به بيان ناطق و شفاف قران كريم توجه نمي شود بلكه پرده هاي احاديث كذب بر قران كريم نشسته است. آيات الهي بايد تفسير شود و علماء دين وظيفه دارند احاديث را دنبال كنند و در اين مورد شكي نيست ولي موارد بسياري ديده مي شود كه اكثر تفاسير بر خلاف بيان روشن قران بيان مي شود. قرائت افراد افراطي هميشه با اجبار و زور است. دين را با آزادي ناهماهنگ مي دانند. يعني باور ندارند كه مردم ازاد مي توانند ديندارباشند. فقط يك راه اجباري را به بهشت مي دانند.

قرائتهاي تند و خشونت بار بايد كنار گذاشته شود. قرائتهاي فاشيستي و ضد خلق را اصل دين خود قرار داده اند. پديده خودي و غير خودي در دينداري بزرگترين پديده فاشيستي است. مذهب پرستي نيز از آفات دين زدگي است. اگر ما خدا را دوست داريم و اگر پيامبران و امامان را دوست داريم نبايد دست به خرافات ديني بزنيم. امامان ما نيز مانند قران كريم در دست ما مظلوم قرار گرفته اند. صورت رحماني امامان را تغيير داده اند. ديني كه امروز و از سنت مردم بوجود آمده است ديني رسول خدا (ص) نيست. دين اسلام يعني محبت و مردم دوستي. هر وقت ديده شد كه دين مخالف ازادي مردم و با فشار و زور بيان شد بايد بدانيم كه اين دين اسلام نيست.

حتي آزادي پوشش سر در اسلام ازاد است. توجه ناقص و ابزاري از دين باعث تغيير دين شده است. هر مذهبي كه با مذهب ديگري جز جنگ سخني ديگري ندارد، از دين خارج است. بايد توجه كرد كه مذهب يك نوع قرائت و تفكر ديني است. ما نه فقط مذهب پرست نيستيم بلكه دين پرست هم نيستيم. ما خدا پرست هستيم. فقط تفكر فاشيستي حاضر است تفكر خود را پرستش كند. اصل دين پرستش ندارد. مذهب ساخته شده پيامبر نيست بلكه تفكر شاگرادان امامان بعدا به نوعي يك نوع مذهب و تفكر بوجود آوردند. علماء دين هر يك به نوعي تفكري دارد و فتوا مي دهد. هر عالم ديني يك نوع مذهب دارد. ما مقلدان تفكر و مذهب عالم ديني خود هستيم. اصلاح تفكر علماء دين بسيار مشكل است.

اگر دكتر شريعتي در اين راه قدم بزرگي نهاد و پايه هاي اصلاح ديني را در جامعه ايراني قرار داد، مي بينيم كه اكثريت روحانيت با شدت با تفكر ايشان مبارزه كردند. اگر دكتر اقاجري در زندان مي باشد، علت آن تفكر اصلاح ديني است. اگر دوم خرداد بوجود آمد پايه آن اصلاح تفكر ديني بود. امروز بزرگترين نياز و هدف اسلام همين اصلاح ديني است. امام حسين (ع) براي اصلاح دين رسول خدا (ص) قيام كرد. تفكر طالبان و محافظت با خشونت از دين يك نوع تفكر ديني است كه جوانان و مردم را از دينداري فاصله مي دهد.

جناب اقاي احمد قابل فرمودند: وظيفه ي امروز نسل جوان اصلاح انديشه ديني است. امروز چيزهايي را به دين نسبت داده ايم كه هيچ ارتباطي با آن ندارد ولي چنان ربط داده شده اند كه روي هر كدام دست بگذاريم، داد همه در مي آيد. ايشان تاكيد كردند: اگر به اصلاح ديني دست نزنيم و راهي براي پاسخگويي به مسائل فطري و غير فطري جوان پيدا نكنيم قطعا جوانان ما از دين خواهد گذشت.

جامعه ايران با داشتن دكتر شريعتي انقلاب اسلامي بوجود آورد و تنها نجات حركت اسلام در ايران پيروي از خط شريعتي است. تفكر دكتر شريعتي و مهندس بازرگان چيزي است كه مردم ايران و جوانان دنبال مي كنند. متاسفانه اسلام سنتي جايي در اسلام مدرن پيدا نخواهد كرد. روحانيت نه فقط لباس سنتي به ظاهر اسلامي را به تن دارند بلكه تفكر سنتي در او پرورش داده شده است. مانند يك پليس و نظامي لباس بر تن كردند و آنرا مقدس مي دانند!. كدام لباس مقدس است؟

لباسي كه فرمان مي دهد كه انتخابات با امضاي حضرت حجت (عج) بوده است؟ اين سخن بايد محاكمه شود. اگر رهبر ديني عادل داشتيم و پيرو اسلام امامان بود با اين سخن و تهمت مبارزه مي كرد. ولي هنگامي كه رهبر مقام خود را نماينده امام مي داند چگونه مي شود اصلاح ديني بوجود آورد؟ انتخابات غير ازاد را اسلامي خواندن و روش معصوم دانستن مبارزه با اسلام است. در حالي كه امام علي (ع) در انتخابات غير آزاد بعد از پيامبر مخالفت كرد. مخالفت امام علي (ع) براي خلافت خود نبود بلكه براي انجام انتخابات آزاد بود. غير قابل قبول است كه يك شورا انتصابي عمل كند و خود از پيش خليفه را انتخاب كند و براي بيعت فقط به مردم عرضه بدارد. اگر انتخابات مجلس هفتم را قبول كنيم پس بايد انتخاب خليفه اول را نيز بپذيريم. تاريخ تكرار مي شود و ما خود را شيعه علوي مي دانيم ولي بر خلاف روش امامان حركت مي كنيم.

تا مردم وارد همچين انتخاباتي مي شوند و با هر كسي كه قدرت انتخاب مي كند بيعت مي كنند وظيفه ما سكوت است كه نفاق و جنگ و برادر كشي بين مسلمانان بوجود نيايد. ولي در همين حال بايد در تلاش باشيم كه مردم ببينند كه نتيجه اين نوع انتخابات چه خواهد بود. اين نوع انتخابات مردم بي گناه را به زندان مي برد. اين نوع انتخابات فشار و زور را بالا مي برد. مردم را نه فقط از كشور فراري مي دهد بلكه پناه بردن را به خارج شديد مي كند. اوضاع اقتصادي را در مملكت تخريب مي كند. بايد هر گونه اجبار، سختي و فقر را بحساب خود بنويسيم. از آقاي مشكيني بايد پرسيد كه اگر حضرت حجت (عج) انتخابات مجلس هفتم را تحريم مي كرد و اين نوع انتخابات را مخالف دين رسول خدا (ص) بيان مي كرد، آيا او را زندان مي كرد يا به قتل مي رساند؟

از مراجع سئوال دارم، كه اگر اين افراد اينچنين با نام دين و معصومين با تفكر اصلاح ديني مبارزه مي كنند، ايا افرادي كه مخالف قرائت اجبار و زور در دين هستند مي توانند مانند اينان مقابله كنند؟ آيا مي توانيم در پاسخ اقاي مشكيني بگوييم كه امامان اين نوع انتخابات را حرام مي دانند؟

با تشكر
حسين خداداد
29 خرداد 1383تاريخ

0 Comments:

Post a Comment

<< Home