Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Saturday, January 29, 2005

خداوند مرا حاكم قرار داد، اشهد انا ايات الله العظيم


خداوند مرا حاكم قرار داد، اشهد انا ايات الله العظيم

مقام ولايت فقيه مطلق در تاريخ بيست و شش آذر ماه هشتاد و دو فرمودند: در اسلام تقوي و عدالت پايه اصلي مشروعيت است و قدرت حاكم، ناشي از قدرتي است كه از سوي خدا به وي تفويض مي شود. حاكم را خدا تعيين مي كند؟

انا آيت الله عظيم المعظم

چگونه خداوند قدرت مطلق و يا ولايت به حاكم تفويض مي كند؟ بنده مسلمان هستم و شيعه هستم ولي اين استثمار فكري حضرات و اين تبعيض آشكار ايدئولوژي حضرات را نمي توانم درك كنم. خداوند چگونه حاكم را تعيين مي كند؟ آيا فرشته نازل مي شود بر مجلس خبرگان؟ ايا در خواب حكم الهي بر آنها نازل مي شود؟ چگونه مي شود حاكميت را حكم الهي تصور كرد؟ تعجب بنده از سخنان آقاي خامنه اي نيست بلكه از افرادي است كه خود را عالم ديني مي دانند و فتوايي در مقابل شرك به خدا صادر نمي كنند. حال تصور كنيم كه خداوند تعيين حاكم مي كند. اگر خداوند تعيين حاكم بكند پس راي دادن كار جاهلان و ضد حكم الهي است. اگر خداوند حاكم را تعيين مي كند، حتما نمايندگان مجلس و رئيس جمهور هم از طرف خدا، حكمي فرستاده مي شود. پس راي گيري، كار غير اسلامي و خلاف قران است. پس پيامبر و امامان نيز از سوي خداوند مستقيم حكم حكومتي و حاكم بودن داشتند

سئوال - چرا پيامبر اين را بيان نكردند و بايد منتظر سخنان ولايت امر مسلمين حضرت امام خامنه اي ولايت مكرمه فقيه مطلقه شديم تا به اين حقيقت برسيم؟ چرا پيامبر براي حاكم شدن از مردم بيعت گرفت؟ كسي كه از طرف خدا حاكم شناخته مي شود ديگر حق نظر مردم و بيعت گرفتن ندارد. مانند اين است كه براي هر سوره و آيه قران از مردم بيعت بگيرد. اين خلاف عقل است. اگر حاكميت پيامبر از سوي خداوند باشد گرفتن بيعت حرام است زيرا در امر الهي نظر اكثريت معنايي ندارد. آيا كار بيعت گرفتن پيامبر يك شوخي و يك تعارف بود؟
سئوال ديگرچرا امام علي(ع)با روش انتخابات خليفه اول مخالفت كرد. چرا گفت انتخابات ازاد صورت نگرفته است و خليفه از طرف يك گروه كوچك انتصاب شده است. امام علي(ع)رد صلاحيت شد و مجلس خبرگان آن زمان نام شخصي را خود انتخاب كردند و مردم فقط حق بيعت داشتند و اگر كسي مخالفت مي كرد، بر انداز و نفاق تفسير مي شد. چرا امام علي(ع)حتي عليه اين نوع انتخاب حاكم مي خواستند قيام كنند؟ خوب حتما از طرف خدا حكمي داشت. و اگر حاكميت را خدا خود انتخاب مي كند و حق انتخاب براي مردم نيست، چگونه امام علي(ع)براي مقام خليفه بعد از كشتن خليفه سوم، ترديد كرد؟ چرا فرمود شخص ديگري را انتخاب كنيد؟ يعني امام علي (ع)نيز شوخي با مردم مي كرد؟ اگر حكم الهي است كه نمي تواند بگويد حاضر نمي شود.
سئوال ديگر اين است كه چگونه امام حسن(ع)اين حكم الهي را به فرد ديگري داد؟ فكر مي كنم اينجا ديگر حتي اين شوخي بيعت جدي مي شود و بايد امام حسن(ع)را محكوم كنيم كه عيله حكم الهي قرارداد بستند
با اين تفكر كه حاكم را خدا تعيين مي كند، هزار سئوال بوجود مي آيد و دين الهي بطور مطلق تغيير پيدا مي كند. بنده اعتقاد دارم كه انتخاب و اختيار در تعيين حاكم ، حق مردم است. يا حالا بنده مشرك هستم يا حضرت مقام مطلقه فقيه. ايشان مي فرمايد حاكم را خداوند تعيين مي كند ولي اين آيه بايد بين سخنان حكم كند. « ستمكارتر از كسي كه دروغي را بخدا نسبت دهد كيست؟» اگر حاكم را خداوند تعيين مي كرد پس چگونه حاكمان ظالم بر مسلمين حكومت مي كنند؟ آيا فرشته الهي كم كاري كرده است؟« بسم الله الرحمن ارحيم» سوره رعد 13مي فرمايد« ان الله لا يغيير ما بقوم حتا يغييروا ما بانفسهم» يعني« همانا كه خدا حال هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنها خودشان را تغيير بدهند». تغيير هر قومي و هر كشوري از تغيير حاكم شروع مي شود. فكر مي كنم بايد اين آيه را آقاي خامنه اي تغيير بدهد و بگويد مذهب جديدي در اسلام بوجود آورده است. تغيير قوم بدست مردم نيست بلكه از طرف خداوند است
پس خليفه آن زمان كه خطاب به حضرت زينب(س)گفت من از طرف خدا حاكم شدم و خواسته خدا بود كه شما ها شكست بخوريد و امام حسين (ع)در خون خود شهيد بشود از اختيارات مردم خارج بود، صحيح است؟ آيا عالمان ديني كه خود را آيات و نشانه الهي مي دانند« آيت الله»چرا سكوت مي كنند؟ چرا با اين شرك عظيم سازش مي كنند. شايد منتظر هستند كه خداوند نفر بعدي را براي حكومت انتخاب كند. پيشنهاد بنده براي پست رياست جمهوري اين است كه از خداوند بخواهند كه حكم رياست جمهوري را به آنها بدهد تا ديگر اين همه پول خرج انتخابات نكنند. يا اينكه از نماينده خدا« خامنه اي»نوشته كتبي بگيرند كه خداوند آنها را انتخاب كرده است. شركت در انتخابات شايد جسارت به حكم الهي باشد. از خوانندگان تقاضا دارم اگر احساس كردند از طرف فرشته يا امام زمان منتخب شدند اين را بيان كنند زيرا نمي خواهيم بجاي تعيين الهي، خدايي نكرده انتخاب مردم صورت بگيرد
شايد در عيد غدير پيامبر نيز اسمهاي تمام حاكمان را تفويض كردند. شايد اسم اقاي خامنه اي نيز در آن درج شده بود. حتما اسامي نمايندگان مجلس هفتم نيز تفويض شده بود. از خامنه اي تقاضا داريم اين حكم الهي را براي رياست جمهوري براي مردم تفويض كنند كه خطا كار و گناه كار قرار نگيريم. ديگر در مقابل انتخاب الهي «خامنه اي» حرام است سخني گفتن
.

7 Comments:

  • At 7:23 pm, Anonymous Anonymous said…

    براي قربت پيدا كردن بعد از هر نماز بخوانيد
    اشهد ان علي خامنه اي حاكم و خليفه الله
    اشهدو ان حسين شريعمتداري ولي الكيهان حجت الله
    و اشهد ان مرتضوي حاكم القاضي عدالته عليه سلام
    و اشهد ان الشهيد امامي السعيد الثار الله عليه رحمه
    الموت و مرگ بر ضد امير ولايت فقيه مطلقه
    لبيك و الحمايت الگروه الفشار جماعت مجنونين

     
  • At 9:23 pm, Anonymous Anonymous said…

    از ا?نکه ل?نک مباحثات را در وبلاگتان قرار داده ا?د بس?ار متعجب شدم ول? بهانه خوب? برا? آشنا?? است. ما ش?عه هست?م ول? فکر م? کنم خ?ل? با شما فاصله فکر? دار?م. از شما خواهش? دارم.که کم? وقت گذاشته و با همان منطق خود بحثها? ما را تحل?ل کن?د و اشکالاتش را متذکر شو?د. البته از اولش. ممنون م? شو?م.... فهرست مطالب جديد : (mobahesat2.persianblog.com ) جلسه پنجم ( دين و روحانيت ) بخش? : مشت? از خروار ــ حق با عل? است ــ غفلت پيغمبر و نقص دين؟؟!! ــ فرقه و تفرقه؟ ــ فقط ما راست م? گوييم! ــ عقل? و نقل? ***** جلسه پنجم ( دين و روحانيت ) بخش? : کلمات خوب خوب! ــ تخريب مسجد بابر? ــ ابراهيم بت شکن ــ شيعه و سن? در قطار هندوها! ــ <...اخلفن? ف? قوم? ...> ــ تحريف قرآن؟ ــ ذکر عل? عبادة ــ آخر الدواء! ــ سنت اله? امتحان بشر***** جلسه پنجم ( دين و روحانيت ) بخش? : امکان نظرخواه? ــ بمب گذار? يا رقاصي؟! ــ شير گاز و صادق هدايت! ــ ب? ب? س? و بيرق کفر ــ هزار و يک شب يا بستر سازي؟ ــ اشتها? گوسفند و چاقو? قصاب!

     
  • At 4:21 am, Anonymous Anonymous said…

    تفكر همه شيعيان اين است كه خداوند حاكم را انتخاب مي كند

     
  • At 8:50 pm, Anonymous Anonymous said…

    سلام،
    شخصا عقيده دارم شيعه و سني صرفا جهت تفرقه افكني ايجاد شده اند و اصولا مذهب شيعه را ساختگي ميدانم اما با وجود اين انصافا بايد گفت اين تفكر سني است كه انسان را در موقعيت جبر مي داند و شيعه (حداقل طبق تعاريف) پويا و انسان گرا و به اصطلاح دموكراتيك تر است.
    مشكل اين است كه اين تشيع حاكم بر ايران با آن تشيع اصلي بسيار تفاوت دارد. اين تشيع ابزار استحمار است و قدرت، آن يكي يك روش دينداري.
    با وجود اينكه اصلا مذهبي نيستم اما براي مذهبيون واقعي و فارغ از سياست احترام قائلم. خواهش مي كنم با انصاف با پديده هاي مختلف من جمله مذهب برخورد كنيد. شيعه و سني هيچكدام دشمن نيستند، مشكل از طرف سردمداران دروغين مذهب است. فريب نخوريم.

     
  • At 12:37 am, Anonymous Anonymous said…

    شعيه و سني نقشه دشمنان است و افراد روحاني كه با وجود اختلاف براي خود شغل درست مي كنند. اصولا اختلاف مذهبي درست نيست. ولي مذاهب به اختلاف ها بيشتر تلاش مي كنند
    مسلمان شعيه و سني ندارد

     
  • At 5:59 am, Anonymous Anonymous said…

    آقاي خداداد هرروز به سايت شما سري ميزنم بلکه مطلب نوي از شما بخوانم و لذت ببرم. ويژگي نوشته هاي شما اين است که با زبان خودشان با آنها سخن ميگوييد، و اين بارها از نوشته هاي بيشتر روشنفکران، خردکننده تر است. با خيلي از باورهاي شما موافقم و در واقع خودم هم پيش از خواندن مقالات شما به بعضي از آنها رسيده ام.
    در عين حال بگذاريد اين مشکل تاريخي خودمان را بيشتر پس بزنيم و سدها را بيشتر بشکنيم و مثل همانهايي که به آنها انتقاد ميکنيم نباشيم و راههاي نوي بگشاييم. منظورم اين است که انتقاد هم داشته باشم. اين نظر فقط نظر من است و نه مثلا چنان که خيليها از مخالفان جمهوري اسلامي در گفته ها و نوشته هايشان، نظر خود را بنام نظر مردم عنوان ميکنند يا آنطور که در اين 26 سال به وفور و هر روز ديده ايم، جمهوري اسلامي ديدگاه خود را بنام خواست امت يا ملت ايران يا امت شهيد پرور مطرح ميکند:
    گاهي به نظر من، که شايد اشتباه باشد؛ شما از اصول منطقي فاصله ميگيريد، و براي اثبات حرف خود (که در جاهاي ديگر مقاله تان با دلايل درستي آنرا ثابت کرده ايد) به دلايل يا مستندات سست متوسل ميشويد. اين موارد از محکم بودن مقاله هاي شما ميکاهد و آنرا کمي به صحبت هاي قهوه خانه اي نزديک ميکند. چون ما و از جمله خود من به اين گونه انتقادات عادت نداريم وهم ممکن است بعضي از مخالفين شما که اين را ميخوانند در اينجا نيشخندي از سر رضايت از گفته هاي من بزنند؛ باز ميگويم که من نظرات و استدلال هاي شما را تا حد بسيار بسيار زيادي درست ميدانم و انتقاد من فقط در برخي موارد کوچک است که در هر کاري يافت ميشود. در اينجا يک مثال مي آورم. البته چند مورد ديگر هم از مقاله هاي پيشين شما بود که حالا فراموش کرده ام:
    در مقاله "خداوند مرا حاكم قرار داد، اشهد انا ايات الله العظيم" که با بيان اصلي آن و با بيشتر استدلال هايش موافقم؛ نوشته ايد که: "اگر حاكم را خداوند تعيين مي كرد پس چگونه حاكمان ظالم بر مسلمين حكومت مي كنند؟ آيا فرشته الهي كم كاري كرده است؟" توجه کنيد که اينان ادعا ندارند که هر حاکمي از طرف خدا تعيين ميشود. بلکه فقط خودشان را بر اين مسند مينشانند. وقتي ميگويند: "در اسلام تقوي و عدالت پايه اصلي مشروعيت است و قدرت حاكم، ناشي از قدرتي است كه از سوي خدا به وي تفويض مي شود." منظورشان هر حاکمي نيست؛ بلکه روحانيت را منظور دارند. پس شما با اين بيان که " پس چگونه حاكمان ظالم بر مسلمين حكومت مي كنند؟"؛ نميتوانيد بر ديدگاه غلط آنها دليل بياوريد.
    اينها ميگويند: "روحانيت از همه، در اسلام، صاحب صلاحيت تر است. پس در حکومت اسلامي قدرت بايد در دست آنها باشد و چون خداوند هم مسلما خواهان حکومت اسلام بر زمين است، پس حکومت آنها از طرف خداوند تفويض شده است"؛ احاديثي هم براي اثبات حرف خود مي اورند. همانطور که از دلايل و مثالهاي محکم شما بر مي آيد، اين حرف بي پايه است. در ضمن بايد گفت که همه ميدانيم که منظور آنها از "روحانيت" چيست. منظور روحانيون همفکر است. در واقع ميگويند ما و روحانيون هم انديشه مان بايد بر مردم حکومت کنيم. در حالي که ميدانيم نه همه روحانيون و نه حتي خيلي از مراجع بزرگ با اين فکر موافق نيستند. نمونه اش آقاي سيستاني است که تا همين اواخر انگار اصلا وجود نداشتند و اسمي از ايشان نميبردند ولي حالا به دليل سواستفاده و فرصت طلبي نامي از ايشان ميبرند و سنگ ايشان را به سينه ميزنند. آقاي سيستاني گفته اند که با ولايت فقيه موافق نيستند. و اين چيزي نيست که خوشايند آقايان باشد ولي فعلا چاره اي جز حمايت ظاهري از ايشان ندارند چون در غير اينصورت موضعشان در عراق ضعيف ميشود. سالها اسمي از سيستاني نميبردند و حالا يکدفعه ايشان ظاهر ميشود. مسئله اينها سياست بازي است و نه اسلام.
    در ضمن فرض کنيم که روزي ملت مسلمان اصلا حکومت اسلامي را از هيچ نوعش نخواستند، يا اصلا فرض کنيد همه ايرانيان کم کم به طور پنهاني مثلا دين بودايي را انتخاب کنند؛ حال حکومت اسلامي، حتي بر حق (تا چه برسد به حکومت آقايان) بر يک مشت بودايي، مسخره نيست. اين گرچه فرضي محال است ولي بخوبي مهم بودن راي مردم را ميرساند. حاکمان را بايد مردم انتخاب کنند، حتي اگر انتخابشان غلط باشد. غير از اين راه ديگري عملي نيست و به رياکاري، زور ، خفقان و دهها معظل ديگر ميانجامد. حتي اگر انتخاب مردم درست نباشد و افراد مسئول و متعهدي را انتخاب نکنند؛ با يک دموکراسي پايدار، همان مردم کم کم خار و خاشاک را در طول زمان و با ديدن عملکرد مسئولان جدا کرده به انتخاب هاي نسبي بهتري ميرسند. راه عملي تري جز اين وجود ندارد. اين جداي از بحث اخلاقي موضوع است که اصلا حکومت زور درست نيست، يعني بحث من بحث عملي است. همانطور که از مثالهاي شما بر ميآيد؛ کسي در اين شک ندارد که حضرت علي صاحب صلاحيت ترين فرد براي حکومت است و حکومت حق و برازنده اوست ولي اگر مردم نعوذبالله شيطان را هم بخواهند؛ حضرت علي کنار خواهد رفت و فقط به ارشاد مردم خواهند پرداخت تا به راه حق باز گردند. اين مثال حداکثري گفته شد تا مهم بودن راي مردم مشخص شود والا نه آقايان علي هستند و نه مخالفينشان شيطان.

    شکي نيست که من نيز در عمر خود دليل هاي بي پايه آورده ام و حالا که به گذشته اي که حتي به ولايت فقيه معتقد بودم رجوع ميکنم ميبينم آن دلايل چقدر بي پايه بوده اند. به همين دليل حالا هم گرچه برايم مشکل است ولي سعي ميکنم خود را نقد کنم و اين کار را با علامت سوال گذاشتن جلو هر فکري که به مغزم خطور ميکند انجام ميدهم. فکر ميکنم تا حدي هم موفق بوده ام و نظرات کنوني ام پالايش بيشتري يافته و محکم تر هستند. گرچه هنوز هم يک علامت سوال جلو آنها ميگذارم که شايد در آينده به نظر بهتري برسم. براي نزديک شدن به حقيقت راهي جز اين نيست و آنها که ديدگاه خود را کاملا درست و بي خطا ميدانند واقعا خطرناک هستند. نمونه حاد آن، همين آقاياني هستند که بر ما حکومت ميکنند. تمام بدبختيهاي ما از همين طرز فکر ناشي ميشود و تا ما ايرانيان نتوايم اين سد استبداد راي دروني را که همه، کم و بيش، دچارش هستيم را بشکنيم، راه سعادت را نخواهيم يافت.

    انتقاد آخر را هم از اين برادر ايماني بپذيريد که بنظرم حس و حال مقاله هاي شما انقلابي است. ميدانم که در پي انقلاب نيستيد؛ بقول معروف همان يکبار براي هفت پشتمان کافيست. گرچه هر کسي براي خود سبکي دارد و زيبايي کار در تنوع است و همين شيوه نوشتن شما هم جالب است ولي اگر نمي از شيوه بهنود نيز بر آن بخورد به نظر من بهتر ميشود.

     
  • At 5:42 pm, Blogger hosseein said…

    زيبا نوشتيد
    متشكرم
    حسين

     

Post a Comment

<< Home