Hosseein khodadad

<جوي جوك سياسي ايت الله خامنه اي>

Wednesday, February 02, 2005

من در زندان تفكر آخوندي هستم، مرا نجات بدهيد


من در زندان تفكر آخوندي هستم، مرا نجات بدهيد
اين دقيقا پيام يكي از دوستان بود كه در درجه اول مي خواستم بگويم دوست عزيز اول بايد، يكي خود من را نجات بدهد. تفكر مذهبي ما، در زندانهاي روحانيت است. دين ما، در زندان روحانيت است. تفسير قران ما، در زندان هاي روحانيت است. من شخصا خودم هنوز موفق نشده ام خودم را نجات بدهم بعد چگونه مي توانم ديگري را نجات بدهم؟ من خودم در تفكر ساختگي مذهب قرار دارم. ما هميشه قرائت ديني روحانيت را قبول كرده ايم. هميشه بي نهايت احترام قائل شديم. آنها ما را جاهل و نادان خواندند باز از آنها تقليد كرديم. چشم بسته هر چيزي كه گفتند باور كرديم. گفتند اين دوست است قبول كرديم، گفتن آن دشمن است باز قبول كرديم. گفتند فرهنگ سنتي قديمي را بايد پاس بداريم، باز قبول كرديم. گفتند تمدن غرب فقط در فساد و فحشا است، ‌قبول كرديم. گفتند ازادي ، حيواني است، باز قبول كرديم. نه فقط ما قبول كرديم بلكه خود روحانيت فكر كرد واقعا ارباب ملت است و صاحب ارزشي پيش از ديگران. توجه كنيد هنگامي كه از خود سخن مي گويند، چگونه خود باور كرده اند كه مقام بالايي دارند. به ما ياد دادند دست آقايان را ببوسيم. دين ما شد هر حديثي و هر سخني آقا بگويد. از تولد تا ازدواج و حتي مرگ را با مراسم و سخنان حاج اقا آغاز و پايان مي دهيم. تمام اينها بعد مي خواهيم از تفكر انها آزاد بشويم؟ در هر مجلسي محور قرار مي گيرند و هميشه مي خواهند و انتظار دارند مردم در خدمت آنها باشند. حق ويژه دارند حتي مانند ما در دادگاه معمولي قرار نمي گيرند. حتي بازجويان وحشي نيز رفتاري ديگري با انها دارند. نه فقط خود حق ويژه دارند بلكه نماينده هاي آقا نيز حق ويژه دارد و بالاتر از قانون هستند. روحاني كه تعظيم به قانون بكند، يعني از كرسي آسماني قدمي پايين نهاده است. شايد باشد روحاني كه واقعا به قانون احترام قائل باشد ولي من نمي شناسم. حكومت ديني بر اصل حق ويژه روحانيت و رسيدن به مال و مقامي خلاصه مي شود.
امام علي(ع)در چهار سال خلافت عدالتي برپا كرد كه تا امروز از رفتار ايشان با فقرا و عدالت سخن مي گوييم. ولي اقايان از همه چيز سوء استفاده كردند. نه فقط عدالتي از پانزده سال حاكم خبري نيست بلكه ظلمي به پا كردند كه جهان دارد به ايران مي خندد. حاكم بجايي كه فقرا را در منزل طعام بدهد و سفره غذاي خود را با مردم ضعيف تقسيم كند، بجاي آن اشتباهي افراد حكومت را فقط دعوت مي كند. آيا روزي مي شود كه آقاي خامنه اي با يك فرد بيكار و مستضعف غذاي خود را تقسيم كند؟ بهتر است با قوه قضاييه و مصلحت نظام و مجلس و دولت غذا بخورد. هر كدام با بنز و محافظ و راننده مي آيند كه منزل حاكم غذا بخورند. غذاي نان و پنير نيست بلكه غذاي چرب است كه شايد پول ان ازمستضعفين باشد. خدا نكند كه راننده هم بخواهد در آن سفر نزد حاكم بنشيند؟ آنها جاي ديگري دارند. اينچنين نيست كه حاكم اسلامي فقط دنبال خواندن كيهان و تلفن كردن به شريعتمداري و مرتضوي باشد بلكه ايشان در شهر مي رود و حتي اگر مستضعفي را ببيند كه در بنايي خانه كار مي كند، وي را در خانه سازي كمك مي كند. به همساده سر مي زند. اصولا بايد اينچنين باشد، اگر نيست بايد پرسيد چرا

ببينيد ما هنوز خود چگونه از حاكم انتظار داريم؟ ملت در خدمت حاكم هستند. شايد روز پيروزي انقلاب بين مردم راه برود. بله شايد! ولي واقعيت تلخ است حتي لذت مي برد كه جوانان زير مشت بازجويان كتك بخورند. مرگ خانم كاظمي و ترور، بنا بر روش حاكم، چيز مهمي نيست. فكر مي كنيد هنگامي كه نامه وبلاگ نويسان را به مدير كيهان مي خواند ناراحت مي شود؟ خير لبخندي مي زند و مي گويد اين وبلاگ نويسان نجس هستند و كشتن آنها ثواب دارد. بله حاكم مي گويد روش علوي و روش شيعي همين است. عصباني مي شود اگر شخصي به وي از روش امام علي سخني بگويد، ايشان خود سيد است و روش علوي را بهتر مي داند

راستي ايا پيامبر ما سني بود يا شيعي؟ آيا امام علي شيعه بود؟ مگر يك پيامبر بيشتر نداريم؟ مگر يك قران بيشتر نداريم؟ پس چرا سر پيامبر و قران اين همه مذاهب با هم دعوا دارند؟ درهر روش ديني با هم اختلاف دارند. اختلاف تاريخي، شده مذهب امروز من و شما. خيلفه اول حق امام علي(ع)بود و هر شخصي غير از اين بگويد سني مي شود. بنده عاشق رفتار و تفكر امام علي(ع)هستم. ولي فكر نمي كنم اعتراض علي براي در دست گرفتن خلافت يا تفكر خامنه اي باشد. خلافت از سوي خدا تفويض نمي شود. بلكه از سوي مردم با انتخابات آزاد صورت مي گيرد. امام علي(ع) اولين شخصي بود كه در اسلام رد صلاحيت شد و نتوانست در انتخابات شركت كند. امام علي(ع) مخالف فقط كانديد شدن تنها يك فرد بود. اگر علي رد صلاحيت نمي شد و انتخابات ازاد صورت مي گرفت وي نه فقط حاضر به قيام نمي شد بلكه اولين شخصي بود كه با خليفه بيعت مي كرد. متاسفانه هيچ مذهبي اين واقعيت را نمي گويد. چرا؟ چون مي خواهند ما سر مذاهب هميشه با هم اختلاف داشته باشيم. اسارت مذهبي دامن گير همه ما است. سني ها با شيعه در ستيز هستند و اثبات مي كنند كه شيعه بر حق نيست. شيعه ها با سني ها در ستيز هستند. خنده دار است كه چقدر كتاب و نيرو سعي تكذيب هم صرف مي كنند. سخنان سني ها آدم را آتش مي زند. يا انتقاد دشمنان فقط عليه دين صورت مي گيرد. بنده مخالف دشمنان دين هستم و هم مخالف انتقاد براي بيان مذهب ديگري. حيات روحانيت چه سني و چه شيعي به اختلاف بين مذاهب است. جنگ روحانيت با روحانيت مذاهب ديگر در احكام، تفسير و حتي ديدگاه سياسي و نظريه حكومت، جنگ فقط بين آنها نيست بلكه ما هم اسير و سربازان اين جنگ هستيم. كسي هم حق ندارد شخصيت فكري داشته باشد و نظر و ديدگاه خود را آشكار كند. در مذاهب چيزي كه وجود ندارد شخصيت فكري است. بايد شخصيت فكري در اسارت چارچوب مذهب قرار بگيرد. انتخاب اولين خليفه ايا آزاد انجام گرفت يا خير؟ بنظر من انتخابات اولين خليفه آزاد نبود و شوراي رهبري خود خليفه را انتخاب كرد. همان روش سني را آقاي خامنه اي تكرار كرد و شوراي رهبري فقط خامنه اي را كانديد كرد. پس خامنه اي ضد روش علوي است و بايد اعتراف كرد كه در عمل بيشتر از سني ها سني است. ببخشيد كه گفتم خامنه اي سني است ولي نمي توان منكر اين شد كه انتخاب آقاي خامنه اي همان روش انتخاب اولين خليفه مسلمين بود.

مي دانيد كه ما در تفكر، زنداني روحانيت هستيم. هم استبداد ديني در ذات داريم و هم استثمار و استعمار ديني را از كودكي آموخته ايم. بنده خدا آن روحاني كه مثل من و شما زندان مذهب و سخنان آيات عظمي قرار گرفته است، بعد هم انتظار داريم بتواند دو كلمه حرف حق بزند. اول بايد از زنجير تفكر مذهبي خارج بشويم. مشكل قرائت ديني است. انتخاب حاكم بايد مستقيم با راي آزاد مردم باشد. اين را هيچ مذهبي به ما نگفته است. ولي اصل دين بر روي اختيار و انتخاب است. هر نسلي حق انتخاب دارد و حاكم بايد هر چهار سال انتخاب بشود. اين را در كدام كشور اسلامي مي شناسيد؟ يا نيروي نظامي حاكم است يا يك استبداد و پادشاهي. در كدام كشور اسلامي مردم حاكم هستند؟ ديديم كه روش آخوندي نيز استبداد ديگري بوجود مي آورد كه امروز دست و پا مي زنيم تا آزاد بشويم. از دين فراري نيستيم ولي از قرائت ديني اقايان فراري هستيم. فرق هست بين دين و مذهب. دين از خدا است و مذهب تقليد تفكرقرائت ديني يك يا چند انسان

اصل دين از تبعيض خارج است. ولي تبعيض ديني، امروز مذهب ما قرار گرفته است. خدا شاهد است كه به مقداري تبعيض وجود دارد كه نفس كشيدن در فضاي مذهبي بسيار مشكل است. قديم ها در مذهب شيعي بهتر مي شد نفس كشيد و سخنان بدون محافظه كاري گفت، ولي بعد از حكومت حضرات ديگر مذهب شعيه شده ولايت و قدرت مطلق حاج اقا. مشكل است حتي در اين فضا نفس بكشيم. خدا را شكر كه روحانيت روشنفكر و مذهبيان در دو سال شدن وبلاگ تاييد كردند كه بنده دلسوز دين هستم، اگر نه مرا دين ستيز نيز نامگذاري مي كردند. روشنفكران از سخنان شفاف و تحقيق لذت مي برند. مي دانم كه خود نيز باور دارند كه مذهب ما در زندان روحانيت قرار گرفته است. از تشويق بعضي روحانيت نيز بايد تشكر كنم. بعضي فحاشي اقايان نيز بايد تشكر كنم، چون هر دو ايجاد دلگرمي مي دهد. يكي اينكه مي بينم روحانيت حكومتي حرص مي خورد و تقاضا مي كند كه خفه بشوم. ديگري البته با چند انتقاد ولي باز از سخن شفاف و ساده لذت مي برند. من هم خار در كفش حضرات شده ام. نه تعارف براي آقايان بلد هستم. نه سياستمدار هستم كه كلي حرف مي زنند ولي حرفي نمي زنند، يا بهتر بگويم قرار است يك روزي بگويند، اگر هم بگويند كسي متوجه نمي شود زيرا چيزي شفاف بيان نمي كنند. چگونه تبعيض ديني كه در تمام مذاهب ريشه دارد، مي توانيم از آن آزاد بشويم؟ زندان آخوندها برمي گردد به مذهب و تفكر ديني كه براي ما ساخته اند.
فكر مي كنم با بيان روش پيامبر خيلي از مسائل روشن شود. روزي پيامبر مردم را دور هم جمع كرد و فرمود: مي دانيد چرا امتهاي گذشته نابود شدند و قدرت از دستشان خارج شد؟ دليلش اين بود كه در اجراي قانون تبعيض روا داشتند. اگر مجرمي كه دستگير شده بود وابسته به يك گروه (يا خانواده) نامدار نبود و شفيع و واسطه نداشت، او را زود مجازات مي كردند. ولي اگر مجرم شفيع و واسطه داشت، در مورد وي قانون كار نمي كرد. خداوند به همين سبب چنين اقوامي را هلاك مي كند. بعد پيامبر فرمود: من هرگز حاضر نيستم در حق هيچ كس تبعيض قائل بشوم.

واقعيت همين است كه تبعيض نه فقط هلاكت بار است بلكه حتي دين را نابود مي كند. اگر مجرم نباشيد براي اينكه بتوانيد از خود دفاع كنيد يا مانند خانم شيرين عبادي بايد كشورهاي ديگراخبار احضار شما را منتشر كنند و يا شخصي مانند اقاي ابطحي به داد شما برسد. كجا در رساندن اخبار عدالت ديده ايد؟ اگر مردم دنبال اخبار واقعي هستند مجبور مي شوند اخبار كشورهاي ديگر را گوش كنند. اگر نوشتار واقعيت را مي خواهند بخوانند بايد به سايت هاي ديگر پناه بياورند. اگر شفيع و واسطه نداشته باشيد، دهن انسان مورد عنايت مخصوص كيهانيان قرار مي گيرد. فقط اجبار و زورگويي نيست كه باعث هلاكت مي شود بلكه تبعيض در قانون بزرگترين هلاكت است، قانون براي دفاع از ضعيف آمده است و نه براي قدرت بيشتر براي ظلم حاكم. نمي خواهم از اعلاميه جهاني حقوق بشر دفاع كنم ولي دين بايد تبعيض را نابود سازد. امروز دين در اسارت تبعيض قرار دارد. بين همه ما يك تبعيض ايدئولوژي وجود دارد. تنها سايت ايراني زباني كه ديدم تبعيض فكري ندارد، همين سايت خبرنامه گويا است. مذهبي، غير مذهبي و حتي در هر گروه سياسي هم باشد، باز حق سخن دارد. واقعيت براي اين سايت مهم است و نه تفكر يك جناح. سخنان پهلوي،خامنه اي و حتي رجوي را منتشر مي كند.
كدام سايت مي تواند بين ما ايرانيان آزادي بيان داشته باشد؟ مگر خودمان اگر سخني ديگري گفته بشود جبهه نمي گيريم؟ پس مشكل اينجاست كه بايد خودمان را اول ازاد سازيم. خيلي ببخشيد، اگر يكي منكر وجود خدا هم بشود، باز حقوق دارد و نمي شود او را اعدام كرد. من خودم را مي گوييم، اگر شخصي با سخنان من موافق باشد، برادر و دوست من قرار مي گيرد حتي اگر دين ديگري داشته باشد. ولي اگر انتقاد كند، حتي اگر مسلمان باشد، دشمن خونين من قرار مي گيرد. ببينيد تفكر آخوندها نيز مثل من و شما است. تا انتقاد نكنيم، ما را دوست دارند. ولي اگر بگوييم زور و اجبار حضرات ضد دين است، اگر بگويم لباس روحانيت ضد دين است، مذهب ساخته معصومين نيست بلكه ساخته آخوندها است، حجاب اجباري تبعيض ديني و ضد دين است، رهبر بايد هر چهار ، با راي مستقيم مردم انتخاب بشود و هر شخصيت مردمي كه در نظر سنجيها راي مي اورد بايد بتواند كانديد بشود، زنان نيز حق رئيس جمهور شدن دارند و...اين سخنان دشمن ناميده مي شود و ديگر حتي حق تنفس را از شما مي گيرند. همين سايت هاي ايسنا، بازتاب و سايت هاي ديگر، ايا تا بحال ديده ايد كه سخنان ديگري منتشر كنند؟ آقاي بهنود،‌ سروش و نبوي حق دارند در سايت بازتاب چيزي بنويسند؟ بازتاب حتي جرات نمي كند از سايت گويا مطلبي منتشر كنند. همه مي دانند تنها سايت آزادي، سايت گويا است و از افراطگري فاصله گرفته است. در حاليكه سايتهاي ديگر حتي در اخبار و نوشتار تبعيض قرار مي دهند.

تصميم گرفتم پيام دادن در سايت ازاد باشد. فردي دو صفحه براي بنده نوشت كه چرا اين كار را انجام مي دهم و اگر شخصي فحاشي كند، بنده مسئوال هستم. كلي از نظرسنجي انتقاد كرد. بنده دو خط نوشتم كه اگر هم شخصي فحاشي بكند، مشكل من نيست و شخصيت خودش را نشان مي دهد. نظرسنجي نيز تنها راه رسيدن به انتخابات ازاد است. بدون نظرسنجي ها چگونه مي فهميم چه كسي بايد كانديد بشود؟ مانند احزاب كه در درب هاي بسته، مديريت حزب، خود تصميم مي گيرد، يعني حتي از افراد حزب نيز نظرسنجي نمي كنند. كدام حزب بر اساس نظرسنجي تمام افراد آن حزب، كانديد معرفي كرد؟ احزاب استبداد گر را كار ندارم ولي احزابي كه خود را مردمي مي دانند چرا نظرسنجي نمي كنند؟ زيرا ما را در اسارت تفكر آخوندي مي بينند. آقا انتخاب مي كند و من فقط حق تقليد دارم. چند تن از بالا در حزب انتخاب مي كنند و افراد حزب بايد تقليد كنند. از بازتاب پرسيدم كه چرا در نظرسنجي هيچ خانمي قرار نداده است. در پاسخ گفت، طبق قانون اساسي، زن حق كانديد شدن ندارد. ولي باز جرات نمي كند همين سخن را منتشر كند و مي گويد در اينده شايد نظرسنجي قرار بدهد. بازتاب گفت ما هم باور كرديم.
اگر توجه كنيد همگي در زندان تفكر آخوندي قرار داريم. با مذهب و مليت هميشه افراط و تبعيض صورت مي گيرد. حركت ناسيوناليستي يك حركت ملي بود. نژاد پرستي ديديم كه حتي آدم ها را زنده زنده مي سوزاند. حكومت كليسا و حركت مذهبي افراطي ديديم كه آنها نيز آدم را زنده زنده مي سوزاندند. چيزي كه با احساس و قلب كار دارد، مي توان بسادگي آنرا به افراط كشاند. همه خدا را دوست دارند. همه وطن خود را دوست دارند. ولي گاهي همين باعث تبعيض مي شود. مي خواستم بيشتر در مورد تبعيض فكري ديني و تبعيض ايدئولوژي بنويسم زيرا اين مبناي تمام تبعيضها قرار دارد ولي بار ديگر فقط در همين مورد مي نويسم. در مورد شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه فكر كنيد. آقاي سيستاني ضد نظريه ولايت فقيه هستند. ايا ذوب شده گان ولايت كه امروز سيستاني، سيستاني مي كنند، چرا مي ترسند بگويند اقاي سيستاني ضد نظريه ولايت فقيه است؟ اين يك استبداد ايدئولوژي است كه واقعيت را به باب دل خود تغيير مي دهيم، و همه ما كمتر يا بيشتر در آن زندان هستيم. توجه كنيد اگر خانمي كانديد رياست جمهوري بشود، چه مي شود؟ حتما در مورد روزنامه رسالت شنيديد كه نوشت زن حق ندارد ريئس جمهور بشود زيرا باردار ممكن است بشود. با اين ترتيب هيچ زني حق ندارد حتي وزير و يا مسئوليتي داشته باشد. اين سخنان تبعيض و ضد دين است. بنده در انتخاباتي كه به نصف جمعيت ايران ظلم مي شود شركت نمي كنم. كانديد ها كه شعار عدالت و جلو گيري از ظلم مي دهند، آيا نمي دانند كه حقوق زنان را زير پا مي گذارند؟ اگر كانديدي اين واقعيت را بداند و سكوت كند، بايد پرسيد شما كه كانديد رياست جمهوري قرار مي گيريد چرا از حالا سكوت مي كنيد. از همين حالا دارد به حقوق ايرانيان ظلم مي شود و اقايان سازش مي كنند